تبلیغات


Notice: Use of undefined constant select - assumed 'select' in /home/damoon/domains/damoonclub.ir/public_html/components/com_content/content.php on line 11

گزارش برنامه دماوند از جبهه شمالی (برنامه مشترک با هیات)

 

برنامه صعود به دماوند به صورت مشترک با هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی بندر انزلی از جبهه شمالی به صورت سه روزه در روزهای 20، 21 و 22 مرداد ماه سال جاری اجرا گردید.


سرپرست برنامه:  فرزین غلامین

مسئول فنی:  منیره شجری کهن

ارتفاع پیمایش: 5200 متر

تعداد همنوردان : 20 نفر

گروههای شرکت کننده:

دامون (بهروز رسولی، میلاد ساحلی، رضا نوذری و مینا نوری زاد)

چکاد (فیروزه ایرانی نژاد، سینا متجدد، ساناز گلزار)

آریا ( مریم تمدن، پریسا احمدی، رضا آهنین جان، هادی جوادی  )

گیلانا ( محرم مجردی، محمود کمالی، سالک میرزایی، امیر ناصحی، کبری تنهایی، مریم محبوبی، نفیسه قدیمی، منظر گرگ یراقی، یونس آخوند زاده)

 

گزارش پیمایش:

طبق برنامه ی هیات، قرار بود این برنامه یک هفته جلوتر یعنی در تاریخ 13 تا 15 مرداد ماه برگزار شود که به دلایل نامناسب بودن شرایط آب و هوایی به هفته ی بعد موکول گردید. در تاریخ 20 مرداد ماه ساعت 20 دقیقه بامداد از بی بیحوریه به سمت رشت حرکت کردیم. همنوردان گروه گیلانا در میدان فرزانه رشت به گروه ملحق شدند . پس از جاسازی تمام کوله ها روی باربند مینی بوس و سوار شدن همنوردان ساعت 1:30 به سمت چالوس حرکت کردیم. آقای محرم مجردی یکی از مهمانان با تجربه ی ما در این برنامه بودند که در چالوس به ما پیوستند.

مقصد ما برای پیمایش جبهه شمالی دماوند، روستای ناندل از توابع بخش لاریجان از شهرستان آمل واقع در استان مازندران بود.

با چند خطا که برای پیدا کردن روستا داشتیم سرانجام در ساعت 11:30 ظهر و در شرایط آب و هوایی بسیار مناسب به روستای ناندل رسیدیم که پس از پایین آوردن کوله ها و 2 ساعت استراحت جهت صرف مختصری غذا و با کرایه دو نیسان به سمت پای کوه حرکت کردیم. (نشانه ی پای کوه در منطقه به سنگ بزرگ معروف است.) ساعت 14:30 به سنگ بزرگ رسیدیم. (لازم به ذکر است که یکی از نیسانها به دلیل پنچری با 20 دقیقه  تاخیر به محل شروع پیمایش رسید.)

 سنگ بزرگ

طبق تصمیم سرپرست قرار شد اولین روز پیمایش با کوله های بسیار سبک انجام شود به همین دلیل تمام اعضای تیم کوله های خود را در کنار سنگ بزرگ گذاشتند تا به وسیله ی قاطر تا جانپناه اول حمل شوند. به دلیل کم آب بودن منطقه ی پیمایش به هر نفر دو بطری 1.5 لیتری آب معدنی تعلق گرفت که قرار شد همراه با کوله ها حمل شود. به این ترتیب آقای رضا آهنین جان و هادی جوادی تا آمدن قاطرها باید کنار کوله ها می ماندند و پس از جابه جایی به سمت گروه حرکت می کردند.

آقای رضا آهنین جان و هادی جوادی در انتظار رسیدن قاطرها...

 گزارشهای مختلف کوهنوردی جبهه شمالی را از کم آبترین، سختترین و پرشیبترین مسیرها معرفی کرده اند. در این مسیر دو جانپناه با امکانات ناچیز و حداکثر ظرفیت 20 نفر وجود دارد.

پیمایش ما از کنار سنگ بزرگ (سنگی مثلثی شکل) که به آن سنگ استراحتگاه هم گفته می شود و در ارتفاع حدود 3000 متر قرار دارد، راس ساعت 3 بعد از ظهر به سمت جانپناه اول شروع شد. مسیر پیمایش کاملا مشخص بود و قبل از برنامه هم توضیحاتی توسط خانم شجری کهن راجع به مسیر داده شد.

در طول مسیر سرپرست برنامه طی تماسهایی که با آقای آهنین جان داشتند متوجه شدند که قاطرها قادر به رساندن کوله ها در زمان برنامه ریزی شده به گروه نیستند و همین رویداد چالشهای زیادی را برای گروه به وجود آورد که کل برنامه را تحت تاثیر خود قرار داد...

جانپناه اول از سنگ بزرگ کاملا مشخص بود و گروه تا جانپناه اول را با گامی بسیار آهسته و پیوسته طی مدت زمان 5 ساعت پیمود. ساعت 19  بود که با خبر شدیم قاطرها به سنگ بزرگ رسیده اند و مشغول بار زدن کوله ها هستند گروه راس ساعت 20 به جانپناه اول رسید و این در شرایطی بود که یکی از همنوردان دچار ارتفاع زدگی شدند و آقایان محرم مجردی، سینا متجدد، میلاد ساحلی و آقای بهروز رسولی برای رساندن همنورد ارتفاع زده به جانپناه اول زحمت زیادی کشیدند.

جانپناه اول

از طرفی قبل از ما هم گروهی از ایلام آمده بودند و تمام فضای جانپناه پر شده بود. هوا سرد شده بود و فضای چندان مناسبی برای استراحت نبود ولی چاره ای جز صبر کردن نداشتیم. ساعت 10 شب بود که آقای آهنین جان و هادی جوادی به جانپناه رسیدند و خبر از رسیدن تعدادی از کوله ها را دادند. سرانجام چادرها با تمام سختی که داشت و تلاش همنوردان برپا شدند و همگی برای استراحت به داخل چادر رفتیم. همانطور که قبلا هم گفته شد کل برنامه تحت تاثیر حمل بار توسط قاطرها قرار گرفت. طبق برنامه ی چیده شده از قبل، ساعت حرکت به سمت قله 4 بامداد بود در حالی که برخی از کوله ها از جمله کوله ی نگارنده ی گزارش ساعت 2 بامداد به دستمان رسید. با توجه به مشکل پیش آمده قرار بر این شد که تیم استراحت خود را داشته باشد و پس از استراحت کامل ساعت 9 صبح به سمت قله حرکت کند.

حرکت به سمت جانپناه دوم

ساعت 9:10 صبح به سمت جانپناه دوم حرکت کردیم. مسیر کاملا مشخص بود و یخچالهای سیوله و دیوسر (دبی سل) از فاصله ای نه چندان دور ابهت خود را به ما نشان میداد.

مسیر پیمایش بسیار جذاب بود. از سه قسمت گرده ای باید عبور می کردیم.

مسیر گرده ای

آخرین نفرات گروه ساعت 1:30 به جانپناه دوم معروف به جانپناه پنج هزاری رسید. ارتفاع این جانپناه 4640 متر می باشد. ساعت 14 بود که تیم به دو گروه تقسیم شد. تیم اول (9 نفر) به سرپرستی خانم شجری کهن با سرعت بیشتر به سمت قله حرکت کردند.

جانپناه دوم

تیم دوم هم به سرپرستی آقای غلامین قرار شد  با گامی آهسته تر به سمت بالا صعود کنند ولی هدفشان قله نبود.

تیم دوم

هنگام صعود، تیم اول متوجه شد که حادثه ای در مسیر اتفاق افتاده است. شنیده می شد خانمی در یخچال افتاده و با همت گروهی نجات یافته است بقایای کوله در وسط یخچال کاملا مشخص بود. گذر از کنار یخچالها حس تازه ای را به ما منتقل می کرد...

تیم تا ساعت 17 به ارتفاع 5200 متری رسید ولی به دلیل احتمال تخلیه انرژی بعضی از نفرات و خطرات برگشت در تاریکی، به صعود خاتمه داده و به سمت جانپناه برگشت.

تیم اول در ارتفاع 5200

با توجه به مجموع شرایط پیش رو مسول فنی تیم، تصمیم به تغییر مسیر برگشت گرفتند و برای حفظ ایمنی همنوردان و با توجه به تخلیه انرژی نگارنده گزارش در مسیر برگشت و خطرات پیمایش مسیر گرده ای در شب، مسیر شن اسکی در اولویت پیمایش قرار گرفت. سرانجام ساعت 10:30 شب به جانپناه اول رسیدیم.

ساعت 8 صبح روز جمعه پس از جمع کردن چادرها به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت 11 ظهر به سنگ بزرگ رسیدیم و از آنجا با نیسان به سمت خانه کوهنوردان در روستای ناندل حرکت کردیم تا رسیدن تمام همنوردان در خانه روستایی بودیم.

ساحل سی سنگان. مازندران

سرانجام ساعت 13 بعد از جاسازی کوله ها بر روی باربند مینی بوس به سمت انرلی حرکت کردیم. در مسیر یک ساعت برای نهار و پس از آن یک ساعت هم در ساحل استراحت کرده و در نهایت ساعت 12:30 بامداد به بی بی حوریه انزلی رسیدیم که مورد استقبال دوستان و رئیس هیات قرار گرفتیم.

 در تاریخ 30 مرداد ماه جلسه ی نقد و بررسی برنامه دماوند با هدف " هم افزایی تجارب صعود دماوند" با حضور رییس هیات، سرپرست و مسول فنی برنامه و اعضای تیم منتخب هیات در دفتر هیات برگزار گردید.

نتایج جلسه ی نقد:

1 ) پذیرفتن مسولیت برای اجرا کردن یک برنامه از اهمیت بالایی برخوردار است به همین دلیل از مسول فنی و سرپرست برنامه به این دلیل که مسولیت اجرای برنامه ی دماوند از جبهه شمالی را با تمام سختی هایی که داشت به عهده گرفتند سپاسگزاری شد.

2) برنامه ریزی برای رسیدن به هدف از ارکان اصلی سرپرستی می باشد. گاه ما برنامه ای را برای رسیدن به هدف طراحی می کنیم ولی در هنگام اجرا ممکن است به مسائلی برخورد کنیم. حال دو واکنش ممکن است وجود داشته باشد 1) پافشاری در اجرای برنامه ی قبل 2) تغییر برنامه با توجه به شرایط موجود . قوانین نوشته در کوهنوردی به ما می گویند که " قانون ساعت 14 " را در کوه رعایت کنیم.  قانونی در کوه‌نوردی به نام «قانون ساعت 14» وجود دارد که هر کوه‌نوردی باید راس ساعت 14 به سمت مبدا حرکت خود باز گردد، زیرا در غیر این صورت احتمال گم کردن مسیر بسیار زیاد است. ولی از طرفی تصمیم گیری های خوب بر مبنای شرایط موجود انجام می شوند و آن ها را نمی توان در حد یک سری از قواعد کلی محدود کرد. در حقیقت قوانین، خطوط راهنما و روشها هر چند برای مطرح کردن مطالب کلی خیلی مفید هستند، ولی در نهایت زمانی که مرحله تصمیم گیری در کوهستان فرا می رسد می توانند دارای جنبه منفی باشند. خود محیط کوهستان شما را مجبور می کند تا در مشاهدات تکیه بر مهارت خود کنید، ببینید که چه چیزی مشاهده می کنید و ارزیابی دقیقی از خطرات و توانایی های خود انجام دهید. کیفیت مشکوکی به نام قضاوت باید جایگزین قوانین شود. کسب قضاوت از همان اولین صعود شروع می شود و در تمام دوران فعالیت کوهنوردی فرد ادامه پیدا می کند. این جریانی است که نمی توان آن را دور زد و هیچ وقت هم نمی توان آن را تکمیل شده دانست. در طول سالهای زیاد، ما به درکهای مفید زیادی در تصمیم گیری در زمان مواجه شدن با گزینه های مختلف رسیده ایم. در جلسه خانم منیره شجری کهن کتابی با عنوان " تکنیکهای آلپی برای صعود به ارتفاعات بلند" نوشته : مارک هوستون، کتی کاسلی، ترجمه رحیم دانایی را به حاضرین در جلسه معرفی کردند.

3) مسایل مالی و کاری برای به سرانجام رسیدن یک برنامه کوهنوردی از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. اگر مساله مالی نبود و کارمندان دغدغه ی مرخصی نداشتند! این برنامه با یک روز تاخیر برگزار میشد و درصد رسیدن به قله به مراتب بالاتر میرفت...

 

سیمون مورو در مصاحبه ای چنین می گوید: " من از 100 متری قله برادپیک در زمستان در هوای خوب برگشتم. چرا؟ چون ساعت 4 عصر بود و در زمستان ساعت 5 هوا تاریک می شد! من می توانستم به قله برسم و مطمئن بودم با رسیدن به آن وارد تاریخ می شوم. اما برای من مهم این بود که آیا خود من جایی در آن تاریخ دارم و آیا زنده می مانم که از آن لذت ببرم! بنابراین برگشتم و با عقلم صعود کردم و نه با قلبم."

با سپاس فراوان

مینا نوری زاد

جهت مشاهده تصاویر برنامه کلیک نمائید.

جهت دریافت فایل pdf کلیک نمائید.

 

 

 

دیدگاه‌ها   

0 #3 مینا نوریزاد 1395-06-07 11:21
با سلام و وفت بخیر خدمت جناب آقای صالحی عزیز
ممنون بابت نکته ای که اشاره نمودید. اشتباهی را که فرمودید اصلاح کردم. در مورد جمله ی اشاره شده، برداشت من از صحبتهای خانم شجری کهن در جلسه نقد و بررسی درباره " کیفیت مشکوکی به نام قضاوت باید جایگزین قوانین شود" این است که سرپرست و مسول فنی با تمام شرایط و قوانین موجود نهایت تصمیم می گیرند که بهترین عملکرد چه می تواند باشد به عبارتی ممکن است در بعضی موقعیتها طبق قوانین کوهنوردی پیش نرویم ولی نتیجه ی مطلوبی بگیریم همه چیز بستگی به تجربه و شناخت مسولین از منطقه و شناخت از اعضای تیم دارد... البته این نظر شخصی بنده است و اینکه تا چه اندازه برداشتم از صحبتهای ایشان درست باشد جای بررسی دارد.
نقل قول کردن
0 #2 صالحی 1395-06-07 11:01
سلام ، خسته نباشید ، برای تلاشی که انجام دادید...
اشتباه تایپی : ( ساعت ۱۴ ساعت بازگشت به سمت قله است)
...لطفا توضیح بیشتری درباره جملهٔ: کیفیت مشکوکی به نام قضاوت باید جایگزین قوانین شود، بدهید...

ارادتمند
نقل قول کردن
+1 #1 میلاد ساحلی 1395-06-07 06:44
خسته نباشید همنورد ممنون از گزارش خوب تون تمام توضیحات کامل بود فقط اینکه تیم دوم هم هدفش سالم رسیدن به قله بود ولی از آنجایی که خانم کهن تاکید داشتن که این صعود اصلاً اصولی نیست و بیشتر هم به خاطر فکر برگشت و تاریک شدن هوا و... بودن برگشتن
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید سایت

امروز326
دیروز1170
هفته جاری4155
ماه جاری21249
کل بازدید1170138

تعداد افراد آنلاین
11
نفر

آدرس گروه