تبلیغات


Notice: Use of undefined constant select - assumed 'select' in /home/damoon/domains/damoonclub.ir/public_html/components/com_content/content.php on line 11

برنامه کویر مرنجاب (اجرا شده در 10-12 آذر 95)

 

بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی (سعدی)

داستان این سفر از آنجا آغاز شد که کمیته کوهپیمایی دامون در اواخر سال 94 تصمیم گرفت سالی دو بار برنامه گردشگری اجرا کند تا اعضای دامون بتوانند سفری را همراه با خانواده و دوستان غیر کوهنورد خود تجربه کنند. تصمیم بر این شد که در نیمه اول سال برنامه بازدید از دشت شقایق و در نیمه دوم سال برنامه کویر را  به عنوان برنامه ویژه نیم سال اجرا کنیم و به این ترتیب، برنامه کویر مرنجاب به سرپرستی خانم رویا نجارباشی در تقویم گروه دامون قرار گرفت.

ابتدا تصمیم بر این بود که گروه دامون خود به تنهایی مجری این برنامه باشد، اما بعد از مشورت با اعضای گروه و باتوجه به تجربه کم گروه و سرپرست در اجرای چنین برنامه هایی، و با علم بر اینکه گروه گیلانا تصمیم داشتند برنامه مشابهی را در تاریخ 10،11 و 12 آذر به سرپرستی آقای غلامین اجرا کنند، تصمیم بر این شد تا این برنامه به صورت مشترک با گروه گیلانا اجرا شود. تعداد افراد شرکت کننده در برنامه 54 نفر بود که 15 نفر آنها از گروه دامون، 9 نفر از گروه گیلانا (رشت)، 21 نفر از گروه رکورد (رشت) و 9 نفر از باشگاه همنورد (چالوس) در برنامه شرکت کرده بودند.

سه شنبه نهم آذر

سه شنبه نهم آذر ماه، ساعت 11 شب دوستان ساکن انزلی از میدان بی بی حوریه (میدان قو) سوار اتوبوس شدند و به سمت رشت حرکت کردند. باقی مسافران نیز در میدان فرزانه رشت سوار شدند و سفر پرهیجان ما آغاز شد...

چهارشنبه دهم آذر

با توقفی 3 ساعت و 45 دقیقه ای برای صبحانه و سرویس بهداشتی، ساعت 11:05 دقیقه صبح چهارشنبه دهم آذر به شهر نیاسر رسیدیم. نیاسر، شهری کوهپایه ای بود و آرام. معماری اش به سبک قدیمی بود و اکثرا آجری. کوچه باغ های نیاسر حال و هوای قدیم داشتند. در نیاسر از سه مکان دیدنی بازدید کردیم: آتشکده نیاسر، کارگاه گلاب گیری و عرقیات و غار رئیس.

 

 

آتشکده نیاسر

آتشکده نیاسر

در کارگاه گلاب گیری، روش تولید گلاب و تفاوت گلاب خالص و گلاب دو آتشه را توضیح دادند و مسافران میتوانستند گلاب و عرقیات دلخواه خود را خریداری کنند.

غار رئیس یا غار نیاسر ظاهرا مربوط به دوره اشکانیان بوده و از عجایب آثار باستانی است. این غار در حدود 1800 تا 2000 سال قبل، در دل کوه کرکس احتمالاً با مقاصد آیینی و مذهبی به صورت تونل سنگی پرپیچ و خم، با ابزار های ابتدایی کنده شده است. غار نیاسر کاشان شامل مجموعه زیرزمینی و پیچیده ای است که از راهرو های تنگ و طولانی و اتاق ها و چاه های زیادی تشکیل شده و دسترسی به اعماق آن بدون استفاده از وسایل پیشرفته امروزی ممکن نیست. این غار که به ” سوراخ رئیس ” یا ” غار ویس ” نیز شهرت دارد قرن ها کشف نشده باقی مانده و در هیچ یک از متون تاریخی و آثار تحقیقی قرون اخیر مورد اشاره قرار نگرفته است. از شگفتی های این غار انسان ساخت بودن آن است و اینکه کمبود هوا در هیچ نقطه ای از آن احساس نمی شود و حتی در عمیق ترین نقاط آن عمل تهویه به طور طبیعی انجام می گیرد.

بعد از بازدید از این غار بی نظیر تاریخی و رفتن درون تونل های پرپیچ و خم آن به سمت اتوبوس برگشتیم و بعد از طی مسافتی، ساعت 2:15 دقیقه ظهر برای صرف ناهار به رستوران یاسمن واقع در شهر آران بیدگل رسیدیم. شهر آران بیدگل شهری است مذهبی با مساجد و تکیه های مذهبی. برای صرف ناهار و خرید وسایل ضروری برای شب مانی در کویر، دو ساعت در اران بیدگل توقف کردیم.

ساعت 4:15 از شهر آران بیدگل به سمت کویر مرنجاب حرکت کردیم و ساعت 4:30 عصر به ایستگاه ایست بازرسی کویر مرنجاب رسیدیم و سرپرست برنامه آقای غلامین، با نشان دادن مجوز به مسئولین، اجازه ورود به منطقه کویر مرنجاب را گرفتند. هنگام ورود به منطقه کویری، خورشید در حال غروب بود. بعد از طی مسیری نسبتا طولانی و رسیدن به کاروان سرای مرنجاب، نیم ساعت در آنجا برای خرید و استفاده از سرویس بهداشتی توقف کردیم. سپس با اتوبوس به راه افتادیم و بعد از طی مسیری نسبتا طولانی ساعت 7:35 غروب به محل برپایی چادرها در کویر رسیدیم.

به محض پیاده شدن از اتوبوس، آسمان پرستاره کویر توجه همه را به خود جلب کرد؛ گویی فرشی از ستاره آسمان را پوشانده بود.

 

گروه ها شروع به برپایی چادرها نمودند و سپس در فاصله ای دورتر، هر گروه آتشی برای پخت غذا و گرم شدن اعضای گروه برپا کرد. نصب چادرها تقریبا یک ساعت به طول انجامید و اعضای گروه دامون مجموعا 5 چادر برپا کردند. هوا بسیار آرام و دلنشین بود و خبری از باد یا طوفان های شن کویر نبود. طبق پیش بینی هواشناسی پایین ترین دما در آن شب در منطقه مرنجاب 2 درجه سانتیگراد بود که برای شب های کویر دمای بسیار مناسبی است. هنگام پخت غذا، آقای رسولی، سرپرست گروه دامون، درباره ی صورت های فلکی دب اکبر، دب اصغر و شکارچی و نحوه ی تشخیص آنها در آسمان توضیحاتی دادند و با کمک لیزر این منظومه ها را از میان میلیون ها ستاره نشانمان دادند. هنگام صرف  شام تعدادی از اعضای دامون  بالن آرزوهای خود را به پرواز درآوردند و همه از تماشای آن لذت بردیم. سپس چای ذغالی و گرمی دور آتش خوردیم و کم کم به سراغ چادرها و کیسه خواب ها رفتیم. شب کویر به دور از آتش سرد بود و اکثر دوستان تا صبح خواب راحتی نداشتند که علت آن مناسب نبودن چادر ها یا کیسه خواب هایشان بود و همین تجربه ای شد برای سفرهای آینده.

پنج شنبه 11 آذر

ساعت 6 صبح سپیده زده بود و هوا روشن شده بود. تعدادی از دوستان صبح زود بیدار شدند تا طلوع آفتاب را در کویر تماشا کنند و این منظره زیبا و تکرارنشدنی را از دست ندهند. بعد از تماشای طلوع آفتاب و صرف صبحانه (نیمروی دسته جمعی دامونی ها) چادرها را جمع کردیم و چمدان ها را به داخل اتوبوس بردیم و زمان حرکت از کویر فرارسید. قبل از حرکت، عکس های دسته جمعی گرفتیم و ساعت 9:05 دقیقه اتوبوس از محل حرکت کرد. 5 دقیقه ای از حرکتمان نگذشته بود که اتوبوس هنگام دور زدن در جاده بسیار باریک کویری در ماسه ها گیر کرد!!

همه مسافران از اتوبوس پیاده شدند. ابتدا سعی کردیم با هل دادن، اتوبوس را از ماسه ها خارج کنیم؛ اما این کار نه تنها هیچ فایده ای نداشت بلکه باعث شد اتوبوس بیشتر و بیشتر در ماسه ها فرو رود. دو نفر از بچه ها برای کمک گرفتن به سراغ نزدیکترین ماشین های اطراف رفتند و خواستند تا در بیرون آوردن اتوبوس کمکمان کنند، اما کسی تمایلی به کمک نداشت. بعد از گذشت تقریبا نیم ساعت، از پاترولی که از آن مسیر عبور میکرد درخواست کمک کردیم و با تسمه پاترول را به اتوبوس وصل کردیم و چندین بار دیگر تلاش کردیم، اما باز هم اتوبوس بیشتر و بیشتر در ماسه ها فرو رفت. پاترول هم بعد از این تلاش ها، با آرزوی موفقیت برایمان، آنجا را ترک کرد. با امداد منطقه تماس گرفتیم اما زمان زیادی طول میکشید تا به آنجا برسند. تلاش های ناموفق ما به همین شکل ادامه داشت تا اینکه چهار پاترول که در مسیر برگشت از مناطق کویری بودند با درخواست آقای غلامین و سایر دوستان به کمک ما آمدند و بارها و بارها تلاش کردند و بالاخره هنگامی که چهار ماشین را به شکل خطی به هم وصل کردند و به کمک هم اتوبوس را کشیدند، موفق شدند اتوبوس را بعد از دو ساعت تلاش حرکت داده و به جاده برگردانند. همه از خوشحالی تشویقشان کردیم و برای این حرکت انسان دوستانه و تلاش هایشان از آنها تشکر کردیم. بعد از رفتن آنها و برگشتن به جاده، اتوبوس باید تمام مسیر را دنده عقب در جاده باریک حرکت میکرد تا به محلی برسد که زمین محکمتری داشته باشد و بتواند دور بزند. ده دقیقه بعد از خروج اتوبوس از ماسه ها، دوباره به خاطر عجله کردن راننده و دور زدن در محلی نامناسب، اتوبوس گیر کرد!!! این بار هم بعد از گذشت یک ساعت و تلاش های ناموفق دوستان، آقای غلامین با آن چهار راننده پاترول تماس گرفت و آنها دوباره بی منت به کمکمان آمدند، که این درس بزرگی بود برای همه ما.

یکی از مهمترین دلایل این اتفاق (گیر کردن اتوبوس در ماسه ها)، بی تجربه بودن راننده ها در سفر به مناطق خارج شهری و کویری بود. ترجیحا از راننده های باتجربه در سفر به این مناطق استفاده کنید، ضمن اینکه به نظر بنده استفاده از اتوبوس در مسیرهای کویری مناسب نیست.

سرانجام ساعت 12:30 اتوبوس به ایستگاه آفرودی که در نزدیکی محل اقامتمان بود رسید. در این منطقه تپه های شنی زیادی وجود داشت و ماشین ها و موتورهای آفرود در اختیار مسافران قرار میگرفت. ماشین های آفرود در این منطقه ماشین هایی بدون سقف بودند که با احتساب راننده شش نفر گنجایش داشتند وهزینه سوار شدن آنها نفری 35000 تومان بود. هنگام سوار شدن به سرنشینان عینک مخصوصی میدادند از آنها رضایت نامه ای میگرفتند مبنی بر اینکه مسئولیت تمام خطرات مسیر برعهده خودتان است! مخصوصا اگر به نکات ایمنی و دستورات راننده توجه نکنید. سوار شدن ماشین های آفرود تجربه ای بسیار پرهیجان بود و همه از این بخش سفر لذت بردیم و خستگی تاخیر زیاد از یادمان رفت. ماشین با سرعت زیاد از میان تپه های شنی حرکت میکرد و در عین هیجان مناظر زیبای کویری را نشانمان میداد.

بعد از پیاده شدن از ماشین ها، به رمل نوردی رفتیم. بالا رفتن از رمل ها یا تپه های شنی کار دشواری بود، چون ماسه ها بسیار روان بودند و بالا رفتن از آنها انرژی زیادی میگرفت. وقتی به بالای تپه ها رسیدیم منظره فوق العاده زیبای کویری و عظمتش حیرت انگیز بود و همه از طی کردن این مسیر برای دیدن این مناظر خوشحال بودیم. بالای تپه ها با بادکنک های یکرنگ قرمز عکس گرفتیم و از آخرین لحظات ماندن در کویر لدت بردیم. ناگفته نماند هوا آفتابی و دلچسب بود و همین به زیباترشدن مناظر کمک میکرد. در نهایت ساعت 2:20 دقیقه ظهر اتوبوس از ایستگاه آفرود حرکت کرد.

عکس دسته جمعی روی تپه های شنی

مسابقه دو روی تپه های شنی

بیست و پنج دقیقه بعد به کاروان سرا رسیدیم. محیطی بسیار زیبا که توسط شاه عباس در سال 1012 قمری ساخته شده بود. در آنجا نهار خوردیم و با شترها عکس گرفتیم و بعد از یک ساعت آنجا را به قصد آران بیدگل ترک کردیم. ساعت 5:45 عصر به شهر آران بیدگل رسیدیم و شب را در یک سالن ورزشی که برای اقامتمان در نظر گرفته بودند ماندیم.

نمایی از کاروان سرا

جمعه 12 آذر

ساعت 7:15 صبح از آران بیدگل به سمت ابیانه حرکت کردیم که با اتوبوس یک ساعت و ربع تا آنجا راه بود. مسیری که بین رشته کوه های کرکس واقع شده بود. ابیانه روستایی قدیمی بود که در منطقه ای کوهستانی قرار داشت و کاملا بافت سنتی خود را حفظ کرده بود. ساختمان های نوساز هم به شکلی ساخته شده بودند که به زیبایی و بافت سنتی شهر آسیبی نرسد. در این شهر خانم ها با چادرهای گلدار بسیار زیبا که نماد روستای ابیانه بود رفت و آمد میکردند و مسافران میتوانستند لباس های محلی دلخواهشان را کرایه کنند. در مسیر گردش در شهر، خانم های مسنی را دیدیم  که با لباس های محلی خوراکی میفروختند و خانمی که میگفت پیرترین ساکن شهر ابیانه است.

ما مجموعا سه ساعت برای صرف صبحانه، گردش و گرفتن عکس های یادگاری در شهر زیبا و تاریخی ابیانه توقف کردیم.

عکس دسته جمعی در کوچه های ابیانه

 

بعد از حرکت از ابیانه، ساعت 1:20 دقیقه به مقصد بعدی یعنی شهر زیرزمینی نوش آباد رسیدیم که پایتخت انوشیروان پادشاه ساسانی است. این شهر بی نظیر، "شهر اویی" هم نامیده میشود که سه طبقه در زیر زمین دارد و باستان شناسان معتقدند برای حفر این بنا به دلیل سختی جنس زمین از الماس استفاده شده و از عمق 4 متری نسبت به سطح کوچه شروع میشود و تا عمق 16 متری ادامه دارد. هر طبقه شامل دالان هایی باریک و تودرتو و اتاق هایی با ابعاد کوچک است، اما بازدیدکنندگان تنها میتوانند از یک طبقه آن دیدن کنند. راهنما دلیل ساخت این شهر را ارتباط میان محلات و حفاظت از جان و مال مردم در مواقع ناامنی ذکر کرد. نکته بسیار جالب این شهر معماری آن و حل چالش های ساخت شهر در زیر زمین در زمانهای دور است. چالش هایی مثل کمبود اکسیژن، حفظ امنیت، انتقال آب و فاضلاب، ساخت شمع هایی با روشنایی بدون دود و مسیرهای ارتباطی بین این سه طبقه. نکته جالب دیگر نحوه کشف این سازه عظیم است که به صورت اتفاقی، هنگامی که فردی قصد حفر چاه در منزل خود داشت کشف شد. برای ورود به شهر به دلیل پیدا نشدن ورودی اصلی از آب انباری که مجاور این شهر زیرزمینی ست استفاده میشود.

در نهایت بعد از بازدید از این شهر عجیب و دیدنی، ساعت 2:45 دقیقه ظهر به راه افتادیم و در مسیر مجموعا برای خرید عرقیات و گلاب و صرف شام سه ساعت توقف کردیم و ساعت چهار صبح به مقصدمان، بندرانزلی رسیدیم.

در آخر گزارش از تمامی هم سفرانمان برای ثبت این خاطره شیرین و به یادماندنی تشکر میکنم.

نویسندگان گزارش: نیلوفر نیک فال و رویا نجارباشی

دیدگاه‌ها   

+1 #1 میلاد ساحلی 1395-10-11 19:35
ممنون بابت گزارش خوبتون
این برنامه جزوه برنامه های واقعا ویژه بود هم برای من هم برای دوستان من از تک تک لحظه هاش لذت بردم چه زمانی که اتوبوس گیر کرد و اقای رسولی و اقای مجردی و دیگر دوستان با کمک هاشون اتحاد خیلی خوبی در تیم دامون بود جوری که مثل یک خانواده بودیم خیلی خوشحالم از این سفری که با دوستان خوب دامونی داشتم و تشکر ویژه هم دارم از دوستان آفرود که دوبار اتوبوس ما رو بیرون آوردن ممنون از همه دوستان که چنین خاطره‌های خوبی در کنار هم دیگر داشتیم شاد موفق باشید
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید سایت

امروز682
دیروز680
هفته جاری682
ماه جاری23581
کل بازدید1092001

تعداد افراد آنلاین
16
نفر

آدرس گروه