تبلیغات

گدوک ( 10 آذر 96 )

به نام خدا

 

به نام خالق زیبایی ها,, او که کوه هارا استوار و دشت ها را فراخ آفرید
نام قله:گدوک/ماسوله
تاریخ اجرا برنامه:10/9/96
همنوردان:
آقای بهروز رسولی(سرپرست)
خانم مریم تمدن(جلودار)
آقای علیرضا سندیانی(عقب دار)
آقای محمد کاظمی(راهنما)
آقای حامد گنجی-خانم زینب حسرت نیا-آقای آرمان فاضلی-آقای سعدی نظمی-خانم زهرا پورحسین-آقای رضا نوذری-خانم محدثه ایلبیگی-آقای وحید روزرخ-آقای فرزین اصلانی-آقای سعید علیپور-آقای عباس جوکار/.
شروع یک روز خوش دیگر,, در کنار دوستان دامونی,, پیش بسوی گدوک زیبا و سرسخت...
ساعت '3.50 صبح بود که مینی بوس از بی‌بی حوریه حرکت کرد,تا تک به تک همنوردان را سوارکند.
هوا سرد و آسمان تاریک, و البته دلچسب...
تا همه‌ی همراهان گرد هم آمدیم, ساعت  '4.40 شد,و از انزلی خارج شدیم.
همه همنوردان شاد و پرررر انرژی, در انتظار یک صعود شیرین.
اولین توقف ما, در شهر فومن, در ساعت '5.50 بود, که بعداز تهیه‌ی اقلام مورد نیاز,, در ساعت 6،حرکت به سمت ماسوله را دوباره آغاز کردیم, و بعد از یک ساعت و ده دقیقه, یعنی درساعت '7.10،به ماسوله رسیدیم.
هوا سرد و ابری بود,حتی آسمان هنوز تاریک بود, و اثری از نور صبحگاهی نبود. قطرات ریز باران بر سر و صورت, حس خوب تازگی داشت.
بعد از تعویض لباس و آماده شدن همنوردان, در ساعت '7.25 شروع به پیمایش کردیم.
بعد از حدود 5 دقیقه,('7.30),جناب آقای رسولی,, سرپرست محترم برنامه,,با معرفی مسیر, و عوامل برنامه, و آشنایی با سایر همنوردان,, حس انگیزه, و شعف را بالاتر بردند, و بعد از حدودا 5 دقیقه, به راه افتادیم('7.35).

 

مناظر واقعا زیبا و دلفریب بودند
حتی با وجود آن مه,که دید را در دوردست کمی سخت کرده بود,, باز هم چیزی از زیبایی و عظمت مسیر, کم نشده بود...
حدودا 8 صبح بود, که سرپرست برنامه,زمان صبحانه را اعلام کردند, و جلودار, به دنبال مکانی مناسب, برای صرف صبحانه....
بعداز اتمام شیب ملایمی که داشتیم, در اولین مکان مسطح و صاف,در ساعت '8.5 شروع به صرف صبحانه کردیم, و در ساعت '8.20،ادامه‌ی حرکت دادیم.
بعداز حدودا 40 دقیقه,بعنوان اولین استراحت,در ساعت 9 صبح,توفقی کوتاه کردیم, و بعداز 5 دقیقه, پرقدرت تر ادامه‌ی راه دادیم.
همه چیز بسیار خوب و عالی پیش میرفت,
مه کمی غلیظ تر شده بود,, اما دیگر اثری از باران نبود.
مسیر سنگی و شیب متوسط, خبر از نزدیک شدنمان به خلیل دشت, میداد.
تا در ساعت '10.35 به خلیل دشت زیبا رسیدیم
غلظت مه بیشتر شده بود.
چند تن از دوستان همنورد, با صلاحدید و خواست سرپرست, از ادامه دادن مسیر, تا قله انصراف دادند؛و در خلیل دشت،تا بازگشت تیم, ماندگار شدند. که البته جای خالیشان, در ادامه ی مسیر,حس میشد...
جناب رسولی, همراه سه تن از همنوردان(یک خانم, و دو آقا),در خلیل دشت ماندند, و بقیه‌ی تیم, به سرپرستی آقای گنجی,در ساعت 11،پیش بسوی قله رفتیم
شیب متوسط مسیر,,تا دشت پایان یافته بود,و شیب تند, با یک مسیر زیبا و پرررر عظمت  سنگی, شروع شده بود.
هرچه جلوتر میرفتیم, شیرینتر, و مهیجتر میشد, و صخره های مسیر روح را صیقل میدادند و لذت دوچندان میشد
واقعا حیرت انگیز بود,, طبیعتی چنین زیبا...

حدودا یک ساعت و اندی از حرکت ما از خلیل دشت میگذشت,که به صخره های عظیم‌الجثه‌ی پوشیده از یخ رسیدیم! (در ساعت '12.15)
مسیری که به همان اندازه که زیبا بود, خطرناک هم بود!!
بعداز بررسی مسیر, توسط راهنما محترم برنامه,, و مشورت با سرپرست, صلاح اینطور دیده شد, که از ادامه دادن به مسیر منصرف شویم, و باز گردیم.
بدلیل,, احتمال ریزش بهمن, و همچنین یخی بودن مسیر,, این بهترین تصمیم برای تیم بود.
بعداز گرفتن عکس, و کمی استراحت, در ساعت '12.35 تیم آماده‌ی بازگشت شد.
با آنکه به قله نرسیدیم,, اما خوشنود از یک تجربه ی جدید, و خوشحال از دیدن تمامی آن منظره های کمیاب, بدون خستگی در ساعت '13.25،به دوستانمان در خلیل دشت رسیدیم, و بعداز صرف ناهار, و گرفتن عکس های یادگاری, در ساعت '13.55 پیمایش فرود را شروع کردیم.
در مسیر بازگشت, فقط یکبار برای استراحت, 5دقیقه توقف کردیم.
و در ساعت '17.35 به مکان مبدأ رسیدیم.

زینب حسرت نیا

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید سایت

امروز57
دیروز1081
هفته جاری3247
ماه جاری13563
کل بازدید918344

تعداد افراد آنلاین
9
نفر

آدرس گروه