تبلیغات

خیز یا ادم مغزی

خیز مغزی را بهتر بشناسیم

از دوست و همکار گرامی: دکتر ابوالفضل جوادی

 

 

انجمن پزشکی کوهستان ایران: عادت کرده ایم که مرگ هر کوه نوردی را در زرورقی از « حماسه » بپیچیم و سپس با وجدانی آزاد و سبکبار از کنار آن بگذریم . این رفتار تا اندازه ای ناشی از « تقدیر پذیری » دیرینه ماست ولی علت دیگری نیز در کار است: تجزیه و تحلیل سوانح کوه نوردی و ریشه یابی دلایل شکل گیری آنها کاری دشوار،  وقت گیر و مخاطره آمیز است که کمتر کسی حوصله پرداختن به آن را دارد.

کلیات: کوه گرفتگی1 در بر گیرنده طیفی از بیماریهای گوناگون است که با وجود منشا یکسان، تظاهرات آنها – بسته به شرایط بیمار و محیط-  متفاوت است. از مهمترین بیماریهای این طیف می توان به خیز مغزی2 ، خیز ریوی3 ، کوه گرفتگی حاد4 ، خیز محیطی5 و ... اشاره کرد. خیز مغزی، آماس یا التهاب مغز است که موجب افزایش فشار درون جمجمه می شود. خیز مغزی ارتفاعات6، پیامد کاهش غلظت اکسیژن در کوهستان و سازگار نشدن کوه نورد با آن است. بطور کلی واکنش بدن به افزایش ارتفاع در بالای 1600 متر به صورت افت کارایی ورزشی، بالای 3800 متر به شکل کمبود اکسیژن در ضمن فعالیت و استراحت و بالای 6000 متر به صورت اختلال جدی در سازگاری با شرایط محیطی و بیماریهای کشنده آشکار می شود.

همه گیرشناسی: 12% از همه کسانی که پا به ارتفاعات بالای 3000 متر می گذارند، دچار کوه گرفتگی می شوند. همچنین 67% از کسانی که با سرعت به ارتفاعات بالای 4000 متر صعود می کنند، گرفتار ارتفاع زدگی می گردند. از میان بیماران دچار کوه گرفتگی، 3% آنان گرفتار خیز مغزی می شوند. خیز مغزی ، بیش از همه در صعودهای بلند – بویژه در کوه نوردانی که از اکسیژن استفاده نمی کنند- دیده می شود.

سیر و پیش آگهی بیماری: خیز مغزی، شکل شدید و غالبا کشنده کوه گرفتگی است که پیشرفت سریعی دارد. این بیماری، بیشتر به دنبال کوه گرفتگی حاد پدید می آید و در کسانی دیده می شود که با وجود نشانه های کوه گرفتگی حاد (سردرد، تهوع، کسالت و... ) به صعود ادامه می دهند. در برخی موارد، حضور بلند مدت در ارتفاعات بالا (مانند زمین گیر شدن در بارگاه آخر) نیز موجب پیدایش بیماری شده است. با توجه به سرشت غافلگیر کننده بیماری و سرعت پیشرفت آن، کوچکترین تاخیر در تشخیص و درمان موجب مرگ بیمار می شود.

نشانه های بیماری: در بیشتر موارد، نخست نشانه های کوه گرفتگی حاد مانند تهوع، سردرد، ضعف و بی اشتهایی در بیمار دیده می شود. در صورت ادامه صعود (و گاهی حتی با ماندن در همان ارتفاع) نشانه های ویژه خیز مغزی مانند عدم تعادل، سردرد، تغییر رفتار، افت هشیاری و ... آشکار می شوند. ترتیب پیدایش نشانه ها معمولا به صورت زیر است:

1 - گیجی و سردرگمی

2 – تغییر رفتار و برخوردهای غیر منطقی

3 – خستگی و واماندگی

4 – عدم تعادل در راه رفتن

5 – اختلال در گفتار

6 – استفراغ

7 – توهمات دیداری و شنیداری

8 – کوری یا اختلالات بینایی

9 – فلج یک عضو

10 – حمله های تشنج

11 – فلج کامل

12 – کوما

از میان نشانه های بالا، تشدید سردرد، استفراغ پیاپی، خواب آلودگی شدید، حواس پرتی پیش رونده و تشنج را باید بیشتر جدی گرفت، زیرا بیانگر پیشرفت بیماری و وخیم شدن حال بیمار هستند.

ارزیابی بیمار: عدم تعادل و تلو تلو خوردن، سردرگمی و حواس پرتی، ضعف و خواب آلودگی از یافته های کلیدی تشخیص خیز مغزی هستند. از دیگر یافته ها می توان به افزایش ضربان و تنفس و تورم صورت و دستها اشاره کرد. سردرد متمرکز در پس سر نیز از نشانه های مهم است. از آنجایی که بیمار عموما به مشکل خود آگاهی ندارد، همراهان وی در تشخیص زودهنگام بیماری و آغاز روند درمان نقش کلیدی دارند. متاسفانه بخاطر ناآگاهی بیشتر کوه نوردان نسبت به این بیماری، دیگران هنگامی متوجه وضع خطرناک بیمار می شوند که او از پای در آمده و به پایان کار نزدیک شده است.

پیشگیری: در روند پیشگیری از خیز مغزی، باید به نکته های زیر توجه کرد:

 کوه نوردان سیگاری و الکلی باید پیش از آغاز صعود، مصرف سیگار و الکل را قطع کنند

صعود آرام و تدریجی، یکی از مهمترین راهکارهای پیشگیری از بیماریهای ارتفاع – بویژه خیز مغزی - است

 در روزهای نخست حضور در ارتفاع، از کار جسمی سنگین خود داری کنید

در ارتفاعات بالا، مصرف اکسیژن در طول شب  می تواند در پیشگیری از بیماری موثر باشد.

 اثر داروهایی مانند استازولامید و دگزامتازون در پیشگیری از کوه گرفتگی مورد سوال است. 

  از سوی دیگر، اثرات جانبی این داروها بسیار جدی و گاهی خطرناک است. بنا بر این کاربرد آنها برای پیشگیری از بیماری، توصیه نمی شود.

درمان: خیز مغزی یک فوریت (اورژانس) پزشکی است. درمان اصلی و قطعی بیماری، پایین آوردن بیمار از ارتفاع است. گاهی حتی دویست متر کاهش ارتفاع هم می تواند نجات بخش باشد. یادمان باشد که هیچ اقدام درمانی دیگری نمی تواند جای کاهش ارتفاع را بگیرد. درمانهای دیگر مانند کیسه فشار (گامو)، اکسیژن، دگزامتازون و ... همگی نقش کمکی دارند و به هیچ روی نمی توانند جانشین پایین آوردن بیمار شوند. بهبود حاصل از این روشها گذراست و نباید از آن به عنوان فرصتی برای ادامه صعود استفاده کرد. کیسه فشار – بویژه اگر با تجویز دگزامتازون همراه شود – در روند ایجاد فرصت برای پایین آوردن بیمار، بسیار موثر است. با توجه به سبکی نسبی کیسه گامو (حدود هفت کیلوگرم) این کیسه را باید در لیست لوازم حیاتی تمامی صعودهای بلند جای داد. اکسیژن نیز نقشی اساسی در بهبود نشانه های بیماری دارد. حتی در صعودهای بی اکسیژن، باید یکی – دو کپسول اکسیژن با ضمایم آن در لیست لوازم همگانی تیم قرار گیرد. از میان داروهای موثر بر خیز مغزی، نخست به دگزامتازون و سپس به استازولامید می توان اشاره کرد. برای مهار تهوع می توان از پرومتازین کمک گرفت و ایبوپروفن برای تسکین سردرد موثر است. زمان، مقدار و چگونگی مصرف داروها به شرایط بیمار و برنامه درمانی پزشک تیم بستگی دارد. پس از پایین آوردن بیمار، حتما باید وی را به مرکز درمانی تخصصی رساند تا در صورت نیاز، اقدامات درمانی تخصصی و کامل صورت گیرد.

 

نکته های کاربردی:

            در بسیاری از موارد، سردردهای ارتفاع به علتهای زمینه ای مانند سینوزیت، بیخوابی و ... نسبت داده می شوند در حالی که این گونه سردردها معمولا در پس سر ظاهر نمی شوند. گذشته از این، منطق حکم می کند که در کوهستان هر سردردی (و اصولا هر کسالتی) را به ارتفاع نسبت دهیم، مگر آن که خلافش ثابت شود.

     عدم تعادل، از کلیدهای تشخیصی خیز مغزی است. کوه نورد دچار خیز مغزی نمی تواند درست راه برود و مانند مستها تلو تلو می خورد. آزمون «حرکت در خط راست» روشی ساده و کاربردی برای تشخیص خیز مغزی است: از فرد مشکوک به بیماری بخواهید که مستقیم راه برود. اگر قادر به این کار نبود و به چپ و راست منحرف شد، قطعا دچار خیز مغزی است.

      گفتیم که بیشتر بیماران، نخست دچار کوه گرفتگی حاد می شوند. پس با توجه به نشانه های آشنای کوه گرفتگی حاد، بسادگی می توان احنمال بروز خیز مغزی را پیش بینی و با اقدامات مناسب از آن پیشگیری کرد. البته احتمال پیدایش بکباره خیز مغزی در کوه نوردانی که مدت زیادی در ارتفاعات بالا می مانند وجود دارد. پس کسانی که در بارگاههای مرتفع زمین گیر شده اند یا برای صعود در انتظار هوای خوب هستند، باید با دیدن نخستین نشانه های بیماری، بلافاصله و بدون اتلاف وقت بیمار را پایین بیاورند.

     نگه داشتن بیمار دچار خیز مغزی (یا دیگر اختلالات ارتفاع) در بارگاههای مرتفع، اندک شانس موجود برای نجات وی را نیز از بین می برد. تنها مورد مجاز ماندن در ارتفاع، کوه گرفتگی حاد در ساعات نخست صعود و ارتفاعات پایین است که با توقف صعود و استراحت کامل، برخی موارد بیماری بهبود می یابد. بدیهی است این موضوع به هیچ وجه شامل خیز مغزی و ارتفاعات بالا نمی شود.

       در ارتفاعات بالا، چیزی به نام «استراحت» وجود ندارد و صرف حضور در آن شرایط، در حکم تحمیل کار سنگین جسمی به بدن است. پس ماندن در بارگاههای مرتفع و انتظار کشیدن یا اقدام به درمانهای دارویی به امید بهبود بیماری، اقدامی پوچ و نابخردانه است. تجربیات موجود هم نشان می دهد که تا کنون کسی نتوانسته است بدون کم کردن ارتفاع، از چنگ این بیماری کشنده بگریزد.

 Mountain sickness

 Cerebral edema

Pulmonary edema

Acute mountain sickness

Peripheral edema

 با تشکر از امیر محمد ادیب

 

( برداشت از سایت موسسه علمی پزشکی کوهستان ایرانیان )

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید سایت

امروز738
دیروز938
هفته جاری5432
ماه جاری22191
کل بازدید828397

تعداد افراد آنلاین
13
نفر

آدرس گروه