برنامه آخرین جمعه پاییز ۱۴۰۰ گروه کوهنوردی دامون، در تاریخ بیست و ششم آذرماه، به مقصد آلش دشت توتکابن رودبار، با ۵۳ شرکت کننده و به سرپرستی ایمان جهانی اجرا شد.

عوامل گروه عبارت بودند از:

راهنما: اسفندیار یوسفی نیا

جلودار: الهام پوررسا

عقبدار: مهرشاد بروجردی

کوهیاران: مریم پورنعمت، ساعده فلاحت دوست، مجید طریقی، علی ساجدی و رضا نوذری

گروه راس ساعت ۵:۵۰، با سه مینی بوس از بندرانزلی به سمت رودبار حرکت کرد و پس از توقفی کوتاه در امامزاده هاشم در ساعت ۷:۲۵ به مسیر خود ادامه داده و ساعت ۷:۵۰ به شهر توتکابن رسید. این شهر، مرکز بخش رحمت آباد و بلوکات بوده و دلیل نام گذاری آن به این نام درواقع وجود درختان فراوان توت و پرورش کرم ابریشم در گذشته بوده و واژه توتکابن و یا «توتک بن» از درخت توت برگرفته شده است. مردم این شهر به گویش رودباری که همان گویش «تاتی» بوده و در دسته ی «تاتی جنوبی» قرار می گیرد صحبت می کنند. توتکابن در شانزده کیلومتری شمال شرقی رودبار، دو کیلومتری مشرق رستم آباد و دوازده کیلومتری مغرب کوه درفک و در منطقه لرزه خیزی قرار دارد. از دیدنی های مشهور این منطقه می توان به تپه مارلیک و چراغعلی تپه اشاره نمود که اشیای تاریخی فراوانی از جمله جام مارلیک در آنها کشف شده است.

حدود ۱۰ دقیقه بعد از رسیدن به توتکابن، از جاده ای روستایی وارد یک بریدگی شدیم که در ورودی آن تابلویی با مضمون روستای «کیا آباد» به چشم می خورد و یک ربع بعد در ابتدای یک روستا که به گفته راهنمای برنامه، روستای «کلایه رحمت آباد» نام داشت از مینی بوس ها پیاده شدیم. پس از صحبت‌های سرپرست برنامه و معرفی عوامل گروه و همچنین توضیحات راهنمای برنامه درمورد منطقه و تاریخچه مختصری از تپه های مارلیک، ساعت ۸:۲۵ به سمت بالا حرکت کردیم. ابتدای مسیر، یک جاده خاکی باریک و مسطح بود که از بین زمین های کشاورزی می گذشت و در اطراف آن درختان کوتاه ازگیل و برخی درختان جنگلی دیگر دیده می شد. هوا آفتابی و معتدل بود اما باد نسبتاً شدیدی می وزید.

ساعت ۸:۵۰ در کنار جاده برای صرف صبحانه توقف کردیم و سپس، از جاده خاکی خارج شده و مسیر خود را از میان مزارع کشت شده گندم و با احتیاط و حصول اطمینان از  پا نگذاشتن روی جوانه ها ادامه دادیم.

پس از عبور از مزارع، وارد یک پاکوب باریک شدیم و کمی بر شیب مسیر افزوده شد. مسیر از یک سو با کوه و از سوی دیگر با دره و درختان رنگارنگ جنگلی احاطه شده بود و خش خش برگهای پاییزی زیر پوتین هایمان حال و هوای دل انگیزی ایجاد کرده بود و هرچه بالاتر می رفتیم دورنمای تعداد بیشتری از روستاهای اطراف قابل رویت بود. در طول مسیر گاهی با سرپایینی و سربالایی هایی مواجه می شدیم اما بخش اعظم مسیر دارای شیب ملایمی بود.

پس از استراحتی کوتاه در مسیر، ساعت ۱۰:۳۰ به مکانی رسیدیم که به گفته راهنما، همان آلش دشت موردنظر بود و ما به دنبال محل مناسب برای توقف به مسیر خود ادامه دادیم. ساعت ۱۰:۵۰، پس از عبور از یک رودخانه به چند کلبه رسیدیم و با گذر از آن منطقه، ساعت ۱۱:۰۰، جایی در وسط جنگل، کنار رودخانه و میان انبوهی از برگهای خشک و زیبای پاییزی برای ناهار و استراحت توقف کردیم.

صدای شر شر رودخانه در کنار خش خش برگها که گهگاهی با وزش ناگهانی و شدید باد از زمین بلند شده و در هوا چرخ می زدند و همهمه ی شادی و بازی همنوردان و گل‌های بنفشه در لابه لای برگها، حال و هوای زیبا و غیر قابل توصیفی را ایجاد کرده بود و کمی بالاتر یک منطقه سبزتر قرار داشت که آثار آتش سوزی بر درختان و زمین آن کاملاً واضح بود

پس از صرف ناهار و استراحت و گرفتن عکس دسته جمعی، گروه ساعت ۱۴:۵۵ به سمت پایین حرکت کرد. در مسیر بازگشت، هوا سردتر شده و باد نسبتا شدیدتری در مقایسه با صبح وزیدن گرفت، اما تابش گهگاهی اشعه خورشید در حال غروب هنگام عبور ما از میان جاده های خاکی و زمینهای کشاورزی تاحدودی گرممان می کرد.
درنهایت، گروه ساعت ۱۷:۰۰ به مینی بوس ها رسیده و ساعت ۱۹:۳۰ وارد بندرانزلی شد.


گزارش از ساعده فلاحت دوست