تبلیغات

مصاحبه با دکتر مسعود حمیدی

ممکن است این حرفم برای شما عجیب باشد ! اما آرزوی من رفتن به فضا است.

 

 

 

هنگامیکه انسان با شناخت دنیای درون خود پی به توانایی ها و ظرفیتهای محجور مانده ی خویش می برد و سر در ره کشف و شناخت دنیای پیرامون خویش می نهد، آن هنگام است که می توان شاهد خلق شگفتی و اعجاب، عظمت و بزرگی و زیبایی بود.

وقتی با چراغی در دست به اعماق تاریک وجود خویش سفر می کنیم، بندهایی که ذهن توانمند و خود واقعی ما را به زنجیر کشیده اند با کراهتی منقلب کننده هویدا می شوند؛ ترس ها، حسادت، کمبودها و کاستی ها و قالبهای ذهنی شرطی شده و ... که قهرمان درون را مقهور و منکوب کرده اند.

خوشا به حال کسانی که با تاباندن نور آگاهی و خواست و اراده ای آهنین بندها و حجابها را دریده و در مسیر به وحدت رسیدن با خود واقعی و توانمند خویش گام نهاده اند. اینان چنان بر شعله ی وجود می دمند که چون نوری تابناک در دل سیاه شب بر زندگی خویش و اطرافیان پرتو می افکنند.

کوهستان همواره مکانی برای خوشتن نگری و عرصه ی پیوسته ی پیروزی انسان های آگاه بر سد مرزهای ناممکن بوده و هست. چه خوش وقتیم که فرصتی مغتنم فراهم شد تا از دیدگاه ها و نظرات یکی از پیشگامان کوهنوردی و غارنوردی استان و کشور بهره مند شویم. فردی که با تکیه بر دانش و خردورزی همواره گام در راه نوآوری و اکتشاف نهاده و از بلندای چندین هزار متری هیمالیا تا اعماق ناشناخته ی زمین را تجربه کرده است.

دکتر مسعود حمیدی، فردی که معتقد است موفقیت حقیقی در کوهنوردی حرفه ای با جان به در بردن از مصائب و خطرهای کوهستان حاصل می شود و نه با به خطر انداختن جان شیرین برای دستیابی به موفقیت...

 

1) بیوگرافی مختصری از خودتان بفرمائید (سن، شغل، تحصیلات) و از چگونگی شروع علاقه تان به کوهنوردی برایمان بگوئید. با چه گروهی شروع کردید؟ آیا امروز عضو گروهی هستید؟


متولد 30 آبان ماه 1344 هستم . تا زمان اتمام تحصیلات دبیرستان در شهر بروجرد زندگی میکردم. سال 1366 در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گیلان و در رشته پزشکی پذیرفته شدم و در حال حاضر دکترای پزشکی دارم. اولین کوهنوردی جدی من مربوط به سال 1359 است . در آن زمان به اتفاق یک تیم از کوهنوردان به قله اشترانکوه صعود کردم . تجربه بی نظیری بود. کوهنوردی را با برادر بزرگترم شروع کردم ولی او خیلی زود متوجه اشتباهش شد و دنبال زندگی و کارش رفت در نهایت من ماندم و بیش از سی سال خاطرات و تجربیات کوهنوردی تا به امروز !

در سال 1371 گروه کوهنوردی فراز رشت را تاسیس کرده و تا به امروز نیز با همین گروه فعالیت میکنم. این گروه خط مشی فنی داشته و در 22 سال گذشته بسیاری از کارهای نوین و نخستین را در عرصه کوهنوردی استان گیلان به انجام رسانیده است. متاسفانه هنوز بسیاری از این فعالیتهای شاخص تا به امروز توسط کوهنوردان گیلانی تکرار نشده اند . از این فعالیتها میتوانم به موارد مختصری اشاره کنم:

- اولین تیم دیواره نوردی استان گیلان ( دیواره بیستون کرمانشاه در سال 1381 ) ؛

- اولین تیم غارنوردی برای پیمایش غار پراو ( عمیق ترین غار ایران - سال 1384 ) ؛

- صعود همزمان 4 جبهه قله دماوند در سال 1383 ؛

- صعود همزمان 7 قله منطقه ماسوله در یکروز ؛

- صعود قله آرارات ترکیه ؛

- صعودهای زمستانی متعدد در نقاط مختلف کشور ؛

- صعودهای فنی متعدد بر روی آبشارهای یخی ایران ؛

- اکتشاف و پیمایش دهها غار در مناطق مختلف کشور و غیره

 

2) چه آموزشهایی دیده اید؟ (در کوهنوردی و شاخه های آن دارای چه مدارکی هستید؟)

علاقه من به آموزش مرزی نداشته و همواره به دنبال فراگیری و آموختن بوده و هستم. در اکثر رشته های کوهنوردی دوره های متعددی را گذرانده ام . همه رشته ها ی کوهنوردی را تا مراحل پیشرفته نیز سپری کرده ام ( دوره پیشرفته سنگنوردی طبیعی ؛ برف و یخ ؛ غارنوردی ؛ صعودهای ورزشی ) .

البته بدلیل مشغله های بیشمار و شرایط شغلی و حرفه ای ؛ از حضور در دوره های مربیگری سایر رشته ها غیر از غارنوردی امتناع کردم.  دوره مربیگری درجه 3 غارنوردی را در ایران و دوره ممتاز مربیگری غارنوردی را به اتفاق تیم منتخب مربیان غارنوردی کشور به مدت یکماه در کشور لهستان گذراندم . لهستان ؛ انگلستان و فرانسه از کشورهای پیشرو و صاحب نام در عرصه غارنوردی جهان هستند. حضور در میان غارنوردان برجسته جهان ؛ تجربه گرانبهایی بود که از این سفر طولانی عاید ما شد .

 

3) از چه زمانی تصمیم گرفتید تا ورزش کوهنوردی را به صورت حرفه ای دنبال کنید و چگونه گام در این مسیر گذاشتید؟

من از همان نوجوانی در مورد کوهنوردی خیلی جدی بودم . در 15 سالگی قلل 4000 متری را تجربه کرده و دیواره های بلند را لمس کردم. دوستان و راهنمایان خوبی داشتم . از آنها سپاسگزارم و تا ابد مدیون بزرگی شخصیت و ذهن آنها هستم . کاش بچه های امروزی نیز چنین نگرشی به مربیان و بزرگترها داشته باشند . این موضوع رمز موفقیت ؛ دوستی و سعادت است.

 

4) از تمریناتتان برایمان بگوئید. پیشرفت خود را مدیون انجام چه اموری هستید؟

متاسفانه در حال حاضر زمان کافی برای تمرینات روزمره نداشته و به سختی وقتی برای تمرینات تخصصی خودم مهیا میکنم . شاید تعجب کنید اگر بدانید اکثر تمرینات من دیر هنگام و پس از بازگشت از محل کارم انجام میشود . زمانی است که بیشتر مردم در حال استراحت بوده و یا آنکه خوابیده اند ! دشوار است ولی قابل انجام دادن . زمان کمی میخوابم ولی برای زنده ماندن کافی است !

در باور من دو موضوع برای پیشرفت یک ورزشکار اهمیت زیادی دارند : اول آنکه باید ورزش را جدی گرفت . دوم آنکه از حاشیه ها دوری کرد.

خوشحالم که همواره توانسته ام از حاشیه های بی پایان ساخته دست دوستان و سایر عزیزان خود را رهانیده و بر کوهنوردی خودم تمرکز کنم . این موضوع بینهایت مهم و اثر گذار بوده و هست. انرژی انسان محدود بوده و بدیهی است در صورت به دام افتادن در این بازیهای بی فرجام؛ ذهن و جسم شما فرسوده شده و متوقف خواهید شد.

 

5) آیا قبل از کوهنوردی ورزش دیگری را به شکل حرفه ای دنبال می کردید؟

من به موازات کوهنوردی در رشته های بسکتبال ؛ دوچرخه سواری و شنا نیز فعالیتهای جدی داشته و در برخی از آنها تا سطح مسابقات کشوری نیز حضور داشتم . برای مثال طی حدود 7 سال دوچرخه سواری در تیم منتخب استان انتخاب شده و در اردوهای انتخابی تیم ملی دوچرخه سواری نیز شرکت کرده بودم . در دوران دانشگاه ؛ عضو تیم منتخب بسکتبال بودم و هر ساله در مسابقات دانشجویان کشور شرکت میکردم. در رشته شنا و واتر پلو نیز سالهاست که فعالیت میکنم.

یکی از علایق مهم من غواصی است. دوره رسمی غواصی را با اخذ مدرک c mas ادامه داده و چند سالی است که در رشته ماجراجویانه غواصی غارنوردی فعالیت میکنم. غواصی در سال 2010 بعنوان خطرناکترین فعالیت انسانی معرفی شد. غواصی آزاد در مقابل غواصی غار یک فعالیت تفریحی محسوب میشود !

 

6) شما کوهنوردی در کدام منطقه را بیشتر دوست دارید؟ و چرا؟

کوهنوردی در همه مناطق را بسیار دوست دارم و این موضوع دلیل خاصی هم ندارد !

 

7) صعود به کدام قله به مراتب از بقیه صعودها برایتان دشوارتر بوده است؟

صعود به گاندو گرولا. در سال 2008 و در مسیر بازگشت از اکسپدیشن قله برودپیک در هیمالیای پاکستان ؛ با سایر اعضای تیم تصمیم گرفتیم از مسیری متفاوت و البته بسیار دشوارتر بازگردیم . برای این منظور میبایست به 4000 متر آمده و دوباره به 6000 متر صعود میکردیم ! این گردنه مرتفع را تنها در طول شب میتوان صعود کرد . دلیل این موضوع خطر قطعی سقوط بهمن و سراک های یخی در طول روز است. متاسفانه روز قبل از این صعود من به شدت بیمار شدم ولی به ناچار و همراه با سایر نفرات تیم این مسیر دشوار را صعود کردم. سرمای بسیار شدید ؛ تاریکی ؛ تحلیل قوای جسمانی بخاطر حضوری 40 روزه در ارتفاع بالا و البته بیماری من باعث شد تا الان از آن صعود به عنوان سخت ترین صعود زندگی خودم یاد کنم . هر چند هنگام طلوع خورشید و بر فراز گانده گرولای زیبا ؛ با تماشای عظمت و زیبایی قلل گاشربروم خستگی از جان به در کردم .

 

8) شاخص ترین صعود درون مرزی برای مسعود حمیدی؟

فکر میکنم صعود زمستانی  قله ولاش در استان لرستان باشد . این صعود در سال 1362 در شرایطی بسیار سخت ؛ هوای بد ؛ عدم وجود پوشاک مناسب ؛ نداشتن تجهیزات فنی و عدم برخورداری از دانش و تجربه کافی انجام شد. امروز که به آن صعود فکر میکنم ؛ زنده بودن خودم را معجزه ای میدانم !

 

9)     با توجه به اینکه شما طی صعودهای متفاوت، حوادث مختلفی را تجربه کردید و حتی مرگ بسیاری از کوهنوردان با تجربه را در کنارتان دیدید مثل (عیسی میر شکاری) به نظر شما بهترین روش یا روشها برای جان به در بردن از حوادث کوهنوردی چه می تواند باشد؟ و کلا با چند درصد از حوادثی که در کوهنوردی اتفاق می افتد می توان مقابله کرد؟

 

کوهنوردی در سطوح مختلف درجات خطر پذیری متفاوتی را به همراه دارد . بدیهی است هر چه این فعالیتها  فنی تر بوده و یا باصطلاح حرفه ای تر باشند ؛ این خطرات نیز بیشتر خواهند بود. بدیهی است کسی که هیمالیانوردی نمیکند ؛ هرگز در هیمالیا کشته نخواهد شد ! هر چند که اکثر کوهنوردان ما خود را منتقد و مفسر هیمالیانوردی میدانند ولی کسانی که براستی درگیر این سبک و سطح از این ورزش شده باشند ؛ به خوبی تفاوت مفاهیم خطر را در آن عرصه تشخیص میدهند. بسیاری از حوادث در کوهنوردی قابل پیش بینی و پیشگیری هستند. این موضوع درصد مشخصی نداشته ولی بستن چشمها و دل به قضا و قدر بستن خلاف منطق و شعور کوهنوردی است. بهترین کوهنوردان آنهایی هستند که هنوز زنده و سالم میباشند .

 

10) از حوادث تلخ هیمالیا برایمان بگوئید و حادثه ماناسلو... این انتظار می رود کوهنوردانی که هیمالیانوردی را با مجوز فدراسیون انجام می دهند صعودهای ایمنی داشته باشند ولی چرا اینگونه نیست و شما در صعود به ماناسلو با مرگ "عیسی میر شکاری" مواجه شدید؟ شما به عنوان پزشک این حادثه را چگونه می بینید.

نظر من در مورد حادثه ماناسلو بطور رسمی در اختیار رسانه ها قرار داده شد و در آن گزارش به همه جزئیات اشاره کردم . کوهنوردی ورزشی متفاوت با مشکلات و خطرات خاص خود است . بدیهی است که یک فوتبالیست هرگز دچار بهمن ؛ سرما زدگی ؛ سقوط در شکافهای یخی نخواهد شد . هیمالیانوردی بیشتر ماجراجویی است و نباید با کوهنوردی کلاسیک مقایسه شود. بسیاری از عوامل خطر در کوهستان قابل پیش بینی و مقابله هستند ولی در شکل حرفه ای آن این موضوع بینهایت دشوارتر میشود . عیسی میر شکاری و دهها نفر از جان باختگان کوهنوردی ایران از بهترین کوهنوردان این کشور بوده اند .  ماهیت کوهنوردی چنین اقتضا میکند که به برخی خطرها تن بدهیم . در اکثر این حوادث اشتباهات انسانی ( تکنیکی ؛ تاکتیکی و مدیریتی )  دخیل بوده است . شوق دستیابی به دور دستها و بلندیهای جهان به نظر پایان ناپذیر می اید و تا چنین است تکرار اینگونه حوادث محتمل میباشد.

جهت خواندن گزارش حادثه ماناسلو به قلم دکتر مسعود حمیدی کلیک نمائید.

 

11) معمولا برای اطلاع از وضعیت کوهنوردی ایران و خارج از کشور از چه پایگاههای اطلاعاتی کمک می گیرید؟

خوشبختانه امروزه منابع اطلاعاتی متعددی وجود داشته و براحتی میتوان به اخبار روز جهان ؛ گزارش برنامه های کوهنوردی و مطالب آموزشی متنوع دسترسی پیدا کرد. تنها مشکل جدی در این مسیر یقین پیدا کردن از اصالت ؛ درستی و دقیق بودن این اطلاعات در فضای مجازی است . البته من هنوز هم کتاب و مجلات کوهنوردی را ترجیح میدهم . لذت کتاب خواندن هنوز پابرجاست و این عادتی است که من آنرا دوست دارم .

 

 12) دکتر حمیدی از چه زمانی به فکر هیمالیا افتاد؟ و در این راه چه کسانی شما را حمایت کردند؟

تصور میکنم همه کوهنوردان دنیا رویای حضور در هیمالیا و صعودی بلند را در سر داشته باشند . سابقه حضور ایرانیها در منطقه هیمالیا در مقایسه با غربی ها بسیار کم است و تا دو دهه پیش کمتر ایرانی به این موضوع فکر میکرد. بعد از صعود گاشربروم و اورست و سایر هشت هزاریها توسط کوهنوردان ایرانی ؛ بتدریج پای ایرانیها به بلندیهای هیمالیا ؛ قراقوروم ؛ پامیر و هندوکش باز شد . من هم خوشحالم که  موقعیت و اقبال حضور و فعالیت در چند برنامه هیمالیانوردی را داشتم . هیچ مشوقی در این راه نداشتم و همه اطرافیان مرا از این مسیر منع میکردند و به سهم خودشان تلاش میکردند که من منصرف شوم . به عقیده عامه مردم و حتی بسیار از کوهنوردان ؛ هیمالیانوردی تنها ماجراجویی است که نیاز به پاشنی دیوانگی و عاشقی دارد! البته این نظریه تا حدود زیادی صحیح و اثبات شده هم هست .

 

13) از هیمالیا نوردی و صعودهای موفقیت آمیزتان برایمان بگوئید؟

در اکثر برنامه های برون مرزی بطور همزمان علاوه بر کوهنورد بودن وظیفه پزشک تیم را هم بر عهده داشته ام. این موضوع محدودیت و شرایط ویژه ای برای من بوجود آورده و در لحظات زیادی علیرغم میل باطنی و توانایی مسلم صعود ؛ مجبور به حمایت از نفرات ضعیف ؛ بیمار یا مصدوم شده ام . البته اینکار از جهت اخلاقی ارزشمند و منحصر به فرد است ولی از ابعاد فردی و تمایل برای صعود تا انتهای مسیر ؛ قدری ناخوشایند و تامل برانگیز بوده است!

علیرغم همه این مشکلات در بسیاری صعودها موفق به دستیابی به قله و یا کمپ های بالا و ارتفاع زیاد شده ام . به هر حال در نهایت هیچ لذتی برتر از همراهی همنوردان و دوستانم نبوده و این لذت هنگامیکه با کمک رسانی به ایشان توام میشود  ارزشی فراتر از حد تصور میابد .

 

14) ضوابط و شرایط یک صعود برای ثبت شدن چیست؟ اگر امکان دارد کمی درباره ثبت صعودهای برون مرزی برایمان بگوئید.

برای رسمیت بخشیدن و ثبت یک صعود برون مرزی باید مراحل و مقدماتی طی شود . نفرات اعزامی باید از جهت توانایی های جسمانی ؛ روانی  و فنی به تائید مربیان و کارشناسان فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی برسند.

 

15) کمی از ضوابط فدراسیون در مورد صعودهای برون مرزی برایمان بگوئید. گاه شنیده می شود برخی از کوهنوردان به دلیل سختگیری هایی که فدراسیون در مورد صعودها دارد ترجیح می دهند خودشان مستقل عمل کنند و صعودهایشان را بدون مجوز فدراسیون انجام دهند. سختگیریهای فدراسیون شامل چه مباحثی می شود؟ یا به عبارتی افرادی که فدراسیون به آنها مجوز صعود می دهد چه ویژگیهایی باید داشته باشند.

بسیاری از قوانین ؛ دست و پا گیر هستند ولی در عین حال ضروری هم میباشند . فدراسیون نیز برای صدور مجوز به کوهنوردان تعاریف و قوانین خاص خود را دارد و به آن عمل میکند . در اکثر کشورهای دنیا موضوعی تحت عنوان مجوز فدراسیون وجود ندارد و کوهنوردان بطور مستقل عمل میکنند. تنها تفاوت در این است که صعودهای دارای مجوز از طرف وزارت ورزش ایران مدال معادل میگیرند . برای مثال صعود اورست معادل مدال طلای جهان است . یا صعود یک قله هفت هزار متری معادل مدال های آسیایی است و غیره .

بدیهی است خیلی از کوهنوردان خود را فراتر ؛ قویتر و یا تجربه تر از ملاکهای فدراسیون دانسته و تحمل این قوانین و طی مراتب و مراحل دستیابی به این مجوزها برای آنها ممکن نیست. به نظر من مستقل عمل کردن این افراد نه تنها بد نیست بلکه خیلی هم خوب است. مجوزهای فدراسیون کوهنوردی امتیاز خاصی به همراه نداشته و بعد از صعود هم پشتیبانی مهمی از این کوهنوردان صورت نمی پذیرد. تنها نگرانی این است که کوهنوردانی که توانایی ؛ تجربه و ملزومات حضور در صعودهای دشوار و بلند در خارج از کشور را ندارند به واسطه توان مالی به این کار مبادرت میکنند و این موضوع میتواند بستر خطراتی جدی برای آنها باشد . بسیاری از حوادث سالهای اخیر نیز از این دسته بوده اند .

به هر حال فدراسیون کوهنوردی سلسله مراتبی برای اخذ این مجوزها داشته و برای مثال حضور در اردوهای آماده سازی و انتخابی نفرات تیم از جمله آنهاست . نفرات انتخابی در انتهای این اردوها بایستی که به تائید مربیان و کمیته هیمالیا نوردی فدراسیون نیز برسند. به عقیده من این سختگیری ها از یک منظر خوب هم هست . هر چند که برای اغلب کوهنوردان درگیر شدن در ضوابط و قوانین تشکیلاتی و سختگیرانه فدراسیون کوهنوردی چندان خوشایند و مطلوب نمیباشد .

 

16) با توجه به محدود بودن منابع (بودجه) کوهنوردان در صعودهای برون مرزی، به نظر شما نقش برخورد و سلیقه ی شخصی و یا گروهی فدراسیون در دادن مجوز به افراد و تیمها در صعودهای برون مرزی (هیمالیا نوردی) چقدر است؟

این سوال شما از اساس اشتباه است . به یاد داشته باشید که اعطای مجوز به کوهنوردان از طرف فدراسیون کوهنوردی هیچ گونه تعهد یا کمک مالی از طرف فدراسیون را به همراه ندارد ! این یک تصور عامیانه و غلطی مصطلح میباشد که دریافت مجوز به معنای کمک مالی به آن نفرات خواهد بود . فدراسیون کوهنوردی ایران بودجه خاصی برای این موضوع نداشته و بعد از بحرانهای اقتصادی در سالهای اخیر ؛ اعزام تیم های ملی به برنامه های هیمالیانوردی هم به حالت تعلیق در آمده است . دریافت این مجوزها ابعاد دیگری دارد که به آن اشاره کردم . از طرفی افراد داوطلب میتوانند طی گذراندن اردوهای انتخابی از نظرات ؛ تجربیات و مشاوره مربیان و هیمالیانوردان برچسته و با تجربه تر که به عنوان ناظر فدراسیون در این اردوها حضور دارند بهره ببرند.

 

17) با توجه به اینکه 14 قله بلند جهان در شبه قاره هند قرار دارد امداد رسانی در هیمالیا با چه کیفیتی انجام می شود ؟ در اروپا وضعیت چگونه است ؟ و اگر امکان دارد مقایسه ای بین امداد رسانی در اروپا و آسیا و البته ایران داشته باشید...

هر کشوری استاندارد خودش را برای عملیات امداد و نجات در کوهستان دارد . بدیهی است فاصله ما با کشورهای اروپائی یا آمریکایی بسیار زیاد است . در منطقه هیمالیا به مرور زمان و با توجه به نیاز سنجی های انجام شده طی حدود 7 دهه هیمالیانوردی ؛ امکانات و شرایط متعارفی فراهم شده است. هر چند که هنوز این شرایط با وضعیت آرمانی اروپا فاصله زیادی دارد اما در بسیاری از موارد مانع از وقوع تلفات و آسیبهایی بیشتر گردیده است .

 

18) نقش خانمهای گیلانی در عرصه ی هیمالیانوردی چقدر پررنگ است؟

در اکثر استانهای ایران حضور بانوان در عرصه هیمالیانوردی کمرنگ و نادر است . خانمهای گیلانی بدلایل متعدد تا به امروز در این زمینه هیچگونه فعالیتی نداشته اند . البته این موضوع در میان آقایان نیز صادق است و تنها چند حرکت مستقل در پیشینه کوهنوردان گیلان وجود دارد . اینکه چرا کوهنوردان گیلانی موفقیت و درخشش چندانی در عرصه هیمالیانوردی نداشته اند دلایل و آسیب شناسی خاص خود را داراست ولی بخاطر داشته باشیم که هیمالیانوردی به نوعی متاثر از قابلیت و توانمندی عمومی کوهنوردان یک استان خواهد بود . واقعیت آنست که کیفیت کوهنوردی در استان گیلان به موازات کمیت آن رشد و ارتقای چشمگیری نداشته است. بیش از یکصد گروه گروه کوهنوردی شناخته شده  در این استان فعالیت میکنند ولی برآیند برنامه های آنها از جهت کیفیت و مسائل تکنیکال در سطحی نازل قرار دارد . بررسی این مهم نیاز به برگزاری نشست های متعدد و ارائه راهکارهایی عملی و قابل اجرا در دراز مدت دارد .

 

19) از تجهیزات لازم برای صعودهای برون مرزی برایمان بگوئید. در حال حاضر اگر کسی بخواهد صعود برون مرزی داشته باشد حداقل مبلغ لازم چقدر است؟

برای حضور در برنامه های برون مرزی تجهیزات و تمهیدات متعددی باید فراهم شود . با توجه به سطح برنامه ها ؛ تجهیزات مورد نیاز فرق خواهند داشت . مبلغ مشخصی وجود ندارد و شما با توجه به هدفی که برای خود تعریف میکنید باید وسایل و ملزومات آنرا تهیه نمائید . اما به یقین مبلغ قابل توجهی برای تجهیز یک کوهنورد جهت اعزام به صعودهای بلند لازم است . شما برای خرید تنها یک جفت کفش سه پوش  میبایست مبلغی حدود 2 تا 3 میلیون تومان پرداخت کنید. این گرانی با توجه به ارزش ناچیز پول ایرانی در برابر دلار و یورو قابل پیش بینی بوده و اجتناب ناپذیر است.

 

20) افراد برجسته ی گیلانی در هیمالیانوردی از نظر دکتر مسعود حمیدی؟

متاسفانه هیچیک از کوهنوردان گیلانی در اردوهای انتخابی تیم های هیمالیانوردی حضور موفقی نداشته اند. این موضوع تاثیری منفی در فضای عمومی و الگو سازی برای سایر کوهنوردان در این استان به همراه داشته است. چنانچه اشاره کردم فعالیتهای انگشت شماری توسط کوهنوردان گیلانی در این زمینه انجام شده است. بطور مشخص آقایان آرمان حداد و سعید خاشاکی نیز تلاشهایی را بر روی چند قله بلند انجام داده اند که صرفنظر از نتیجه ؛ قابل تقدیر و ارزشمند هستند.

چند سال قبل قله آرارات در کشور ترکیه توسط کوهنوردان گروه کوهنوردی فراز رشت ؛ کوهنوردان تالش و سپس توسط تیمی منتخب از کوهنوردان گیلانی صعود گردید . البته این صعودها اهمیت و جلوه صعودهای بلند در مناطق هیمالیا یا قراقوروم را نداشتند ولی به عنوان حرکتی نوین در عرصه صعودهای برون مرزی با ارزش و مهم هستند.

 

 

21) شما طی صعودهای متعددی که به خارج از کشور داشتید این انتظار می رود که با کوهنوردهای زیادی آشنایی داشته باشید. کمی از اوضاع و احوال کوهنوردی آنور آب برایمان بگوئید و اگر بخواهید بین کوهنوردی در ایران و خارج از آن مقایسه ای داشته باشید چه نکاتی برایتان برجسته است؟ نقاط قوت و ضعف را بفرمائید و اینکه آیا ما در ایران نقطه قوتی داریم که در آنور آبها نباشد؟!

داشتن دوستان و همنوردانی متعدد پس از این سفرها و صعودها بدیهی و البته بسیار شیرین است . خوشبختانه  کوهنوردان ایرانی در سطح خوب  و بالایی در دنیای کوهنوردی قرار دارند. به عقیده من تفاوت عمده ما با خارجی ها در مدیریت ؛ روش نهادینه انجام کارها و نیز امکانات است. همیشه نقطه ضعف هایی هست که بتوان درباره آنها صحبت کرد . همیشه میتوان بهتر از قبل بود و این باور باید در ذهن و قلب کوهنوردان ما جای گرفته و منبعی برای ارتقای کیفی صعودها باشد

 

22) در مورد شرپا برایمان بگوئید. شرپا یعنی چه؟ دقیقا چه مسئولیتی دارند و اینکه از کجا تا کجا همراه تیم هستند؟

شرپاها کوهنوردانی قوی و آموزش دیده هستند که در تمام مراحل صعود همراه و یاور کوهنوردان هستند. کار اصلی شرپاها از کمپ اصلی شروع میشود . تا کمپ اصلی باربرها در خدمت کوهنوردان بوده و همه بارها و وسایل آنها را حمل میکنند. برای یک اکسپدیشن هشت هزار متری گاه به حدود دویست باربر احتیاج داریم ! شرپاها از کمپ اصلی در حمل بارها به کمپهای بالاتر و گشودن مسیر صعود به ما کمک میکنند . بدیهی است این وظیفه ای مهم و تعیین کننده است. بدون اغراق میتوان گفت : هیمالیانوردی مدیون شرپاهاست.

 

23) اگر دکتر حمیدی بخواهد صعودهای دیروزش را نقد کند چه می گوید؟

به یقین من می توانستم بهتر و موفق تر از امروزم باشم. بدیهی است که طی یک دوره طولانی از حضور در کوهستان و دنیای پر ماجرای کوهنوردی ؛ وقوع برخی خطاها بسیار محتمل است. منتهی همیشه تلاش کرده ام که خطاهای من خیلی بزرگ و حیاتی نباشند ! این خودش یک نوع موفقیت و کامیابی است . بسیاری از دوستان و همنوردانم را در کوه از دست داده ام . این بسیار تاثر برانگیز و قابل تامل است اما همواره سعی کرده ام اشتباهات آنها را دریابم و از وقوع آنها برای خودم ممانعت بعمل آورم . از طرفی شاید من قدری خوش شانس تر از آنها بوده ام .  

 

24) و اما ... از بلندی های چندین هزار متری هیمالیا تا اعماق مخوف و تاریک زمین... آقای دکتر جذابیت غار برای شما چیست؟

تردید نداشته باشید که غارها از شگفت انگیزترین جلوه های طبیعت هستند. جذابیت غارنوردی بسیار زیاد است و من به هیچ عنوان نمیتوانم آنرا نادیده بگیرم . سکوت و تاریکی غارها همواره برای انسان  تامل برانگیز بوده و کنجکاوی بشر را مورد هدف قرار داده است .

دنیای دور از دسترس اعماق زمین برای هر ماجراجویی بستری کم نظیر و بینهایت لذت بخش است . بر خلاف تصورات عامیانه و سنتی که غارها را مکانهایی جادویی ؛ مرموز و بدون بازگشت میدانند ؛ اکثر غارنوردان با شوق وافر و جدیت با محیط آن ارتباط برقرار کرده و به غارنوردی میپردازند.

 

25) از غارهای عمودی کاسه ی درفک برایمان بگوئید. اکثر کوهنوردها غار یخی درفک (غار اصلی) را می شناسند. چطور شد که به فکر فرود غارهای عمودی درفک افتادید؟

در بلندای کوه درفک غارهای متعددی وجود دارند که غالب مردم و کوهنوردان از آن بی اطلاع هستند. بعد از شناسایی اولیه و به کمک بومیان منطقه در یافتن دهانه آنها ؛ اقدام به برنامه ریزی و فرود بداخل آنها نمودیم. حضور یک تیم فیلمبرداری حرفه ای و کارگردانی آقای فرهاد مهرانفر که از مستند سازان نام آشنای ایران هستند  ما را در ثبت و ارائه هر چه بهتر این فعالیت یاری کرد. اطلاعات اولیه این غارها توسط آقای مهرانفرجمع آوری شده که بعد از توافق و بررسی های ابتدایی ؛ به اتفاق ایشان و تیم همراهشان راهی کوه درفک شدیم.

 

26) آیا شما اولین فرودکننده بودید یا اینکه قبل از شما کس دیگری هم فرود کرده بود؟

بله . قبل از ما به یقین هیچ فردی وارد این غارها نشده بود . دلیل اصلی این موضوع عمودی بودن همه این غارها و از طرفی دور از دسترس و پنهان بودن دهانه آنها بوده است.زیرا همه دهانه ها در کف زمین قرار دارند 

 

27) در منطقه درفک چند غار را فرود کرده اید؟ اگر امکان دارد ما را با نام و مشخصات این غارها آشنا کنید.

غارهای اکتشاف شده 5 دهانه بودند که بعد از پیمایش ؛ از همه آنها کروکی تهیه شد . نقشه برداری دقیق و علمی آنها به عنوان حرکتی برای آینده  میتواند فعالیتی ارزشمند و تکمیلی باشد.

اسامی و مختصات این غارها به شرح زیر هستند :

1 -  غار سياه

2 -  غاركبوتر

3 -  غاراسب

4 -  غار لار

5 -  غار اشتنيف

در صورت تمایل میتوانید گزارش مشروح این برنامه اکتشافی را در سایت غارهای ایران مشاهده و مطالعه کنید. (جهت مطالعه بیشتر درباره غارهای عمودی درفک کلیک نمائید.)

 

28) در مورد جایگاه غارنوردی در ایران و گیلان نظرتان چیست؟

در مقایسه با اروپایی ها ؛ غارنوردی در ایران ورزش و رویکردی نو و کم تجربه میباشد . زمانی که انگلیسی ها برای نخستین بار غار پراو ( عمیق ترین غار ایران ) را تا به انتها پیمودند ؛ حدود بیست سال طول کشید تا غارنوردان ایرانی موفق به تکرار اینکار در کشور خودمان شوند !  در حال حاضر با توجه به گستردگی دنیای ارتباطات ؛ مراودات غارنوردان ایرانی با خارجی ها و نیز اعزام تیمهای غارنورد به کشورهای پیشرو در زمینه غارنوردی و غارشناسی ؛ موجب شده تا فاصله ما با آنها کمتر شود . البته هنوز هم در عرصه های کلان مدیریتی ؛ باشگاهی ؛ تجهیزات و لجستیک آنها از ما بهتر هستند ! هر چند که ما عادت کرده ایم با تلاش بیشتر ؛ زور بازو ؛ عشق و پشتکار با این کاستی ها مقابله کرده و بخشی از این مشکلات را جبران کنیم.

 

29) دکتر مسعود حمیدی وضعیت کوهنوردی در گیلان را چگونه می بیند؟

شاخص های ویژه ای برای تعیین سطح کوهنوردی در استانهای مختلف تعریف شده و سالهاست که مرجع بررسیها همین عوامل و میزانها هستند . بدون تردید در سالهای اخیر ؛ کوهنوردی در استان گیلان رشد قابل توجهی داشته است . هر چند که ابعاد کمی این پیشرفت از ابعاد کیفی آن فراتر رفته است. به زبانی ساده تر باید بگویم که کیفیت کوهنوردی به موازات و تناسب ارتقای کمیت آن رشد نکرده است که این موضوع در برخی استانهای دیگر  نیز به چشم میخورد . دلایل این موضوع متعدد بوده و برای مثال میتوانم به مشکلات اقتصادی؛ گرانی تجهیزات کوهنوردی ؛ دشوارتر شدن سفر برای عامه مردم و مشکلات مدیریتی در نهادهای مرتبط و تاثیر گذار بر کوهنوردی ایران اشاره کنم . در نهایت اینکه امروزه کوهنوردی گیلان از جهت تعدد کوهنوردان و گروههای کوهنوردی  جزو استانهای شاخص بوده و به جهت فنی و امتیازات حرفه ای در جایگاهی متوسط قرار دارد . یقین دارم ظرفیتهای بیشماری در این استان وجود دارند که پرداختن به آنها و مدیریت صحیح  و پایدار آنها میتواند گیلان را به یکی از قطب های کوهنوردی در آینده تبدیل نماید.

 

30) با توجه به شرایط حاکم و ضعفها و قوت های موجود آیا برای بهبود اوضاع کوهنوردی گیلان پیشنهادی دارید؟

تجربه نشان داده است که در کشوری مانند ایران برای فعالیتهایی همچون کوهنوردی نباید انتظار حمایت و توجه ویژه ای از جانب مسئولین و مدیران ورزشی را داشت. این یک حقیقت تلخ و گزنده است زیرا در کشور ما صدها هزار نفر به فعالیتهای مرتبط با طبیعت و بویژه کوهستان می پردازند ولی توجه شایسته و کارآمدی از جانب نهادها و سازمانهای مسئول وجود ندارد. گاه تنها آرزو میکنیم که بر سر راه کوهنوردی سنگ اندازی نکنند !

به عقیده من گروههای کوهنوردی ارکان اصلی سیستم ورزش کوهنوردی در ایران هستند. چنانچه میدانید کمترین حمایتی از این گروهها یا باشگاه ها صورت نیمپذیرد و همه آنها بصورت خود جوش و با تلاش و تحمل سختی های بیشمار به حیات خود ادامه میدهند. تمام کوهنوردان برجسته ایران از همین نهادهای کوچک و موثر خارج شده اند . تا به حال نشنیده ام که گروهی که مسئول پرورش و ارتقای یک کوهنورد ملی پوش بوده ؛ مورد تمجید و قدر دانی قرار گرفته باشد . به نظر میرسد تنها راه بهبود وضعیت فعلی ؛ دل نبستن به انتظارات غیر محتمل در شرایط فعلی است. یعنی هر کوهنورد باید این واقعیت را دریابد که یگانه راه پیشرفت در اتکای به خویشتن نهفته است . بدیهی است برای نیل به چنین جایگاهی باید بهای آن را پرداخت کنیم. عشق مفاهیم مختلفی دارد و این تعبیری که من گفتم یکی از همان مفاهیم است . باشد که آنرا دریابیم.

 

31) مهمترین فاکتورهایی که باعث پیشرفت در کیفیت فنی کوهنوردی استان می شود را در چه می بیند؟

عوامل متعددی در این مهم اثر گذار هستند. تقویت گروههای کوهنوردی؛ تسهیل و حمایت از ایجاد باشگاه های کوهنوردی ؛ احترام و حمایت از مربیان کوهنوردی استان ؛ طراحی و اجرای راهکارهای حمایت مالی از گروههای کوهنوردی که فعالیتهای شاخص تری دارند ؛ رفع موانع قانونی برای فعالیت گسترده گروه های کوهنوردی در فضایی آرام و بدور از حاشیه های غیر ضروری ؛ تبلیغ و تفهیم اهمیت آموزش و نقش آن در ارتقای کوهنوردان ؛ از بین بردن یا تضعیف تمام لابی های منفی احتمالی در مدیریت کوهنوردی استان ؛ اتخاذ سیاستهای تشویقی برای نفرات یا گروه های برتر در عرصه کوهنوردی و فضا سازی مناسب برای آگاهی افکار عمومی از این فعالیتها ؛ به کار گرفتن ظرفیتهای موجود برای رسانه ای کردن کوهنوردی و کوهنوردان گیلان و البته بسیاری موارد دیگر که ذکر آنها در این مصاحبه مقدور نمیباشد.

 

32) الگوی دکتر مسعود حمیدی در کوهنوردی چه کسانی هستند؟ ایران و خارج از ایران

باور کنید هرگز الگویی مشخص یا فرد خاصی بعنوان یک قهرمان در ذهن نداشته ام ! شاید این موضوع برای خیلی ها یک شوخی تلقی شود اما من حقیقت را گفتم . در یک جمله میتوانم بگویم : الگوی من تمام کوهنوردانی هستند که از من بهتر و عالم تر بوده و هستند.

همه مربیان من برای من انسانهایی دوست داشتنی و بزرگ هستند . آنها راه را به من نشان داده اند و از این جهت از آنها سپاسگزارم . نامشان را به نیکی یاد میکنم و همواره خود را مدیون آنها میدانم . به مرور زمان و به لطف دوستان و همنوردانی خوب و ماندگار آموختم که تنها  راه رشد کردن در این ورزش ؛ اتکای به توانایی های واقعی و فردی است . حسادت ؛ پرداختن به حاشیه ها ؛ سستی و نا امیدی را از خودم دور کردم و اینها را تنها راه اعتلای فکری و قلبی میدانم.

با تاسف و به تکرار میبینم که دوستانی با استعداد و توانمند در این استان حضور دارند ولی با پرداختن به موضوعات غیر مرتبط با منش والای کوهنوردی ؛ انرژی و استعدادهای خود را تحلیل برده  و یا اینکه از جایگاه شایسته خود دور مانده اند.

 

33) از طرحها و کارهایی که دوست داشتید انجام دهید ولی فرصت انجامش را نیافتید برایمان بگویید. از رویاهایتان بگویید.

ممکن است این حرفم برای شما عجیب باشد ! اما آرزوی من رفتن به فضا است. نجوم و فضا برای من بیشترین کنجکاوی و هیجان را دارد. البته کمی دور از ذهن است ولی غیر ممکن نیست !

 

34) توصیه شما به جوانان تازه کار و علاقه مند به صعودهای برون مرزی چیست؟

بسیاری از دوستان در این مورد از من سوال میکنند . خیلی از کوهنوردان در اولین سالهای حضورشان در این رشته ؛ تمایل و نیاز فراوانی برای شرکت در برنامه های خارجی از خود نشان میدهند. این موضوع کمی به سلیقه ؛ روحیات ؛ امکانات و غیره وابسته است اما توصیه میکنم برای صعودهای برون مرزی عجله نکنید.  ایران سرزمینی کوهستانی و بسیار متنوع بوده و شما به سالهای سال برای صعود و دیدار از شگفتیهای طبیعت ایران باید وقت صرف کنید. از طرفی برای حضور موفق و ایمن در صعودهای مرتفع و شاخص در خارج از کشور ؛ نیازمند طی دوره های آموزشی  و کسب تجربه در صعودهای متعدد داخلی هستید . دوستانی را به یاد میاورم که همین جملات را به آنها گفته بودم و متاسفانه الان در میان ما نیستد . شاید قدری بردباری و داشتن عملکردی منطقی تر ؛ سرنوشتی بهتر و آینده ای روشن تر برای ما رقم بزند .

 

35) انتقاد و پیشنهاد شما به گروه دامون چیست؟

برای حفظ ساختار یک گروه به عوامل و نیروهای متعددی نیاز داریم . همه نفرات یک گروه کوهنوردی از اهمیت بالایی برخوردار هستند. توجه به جزئیات شخصیتی و نیازهای این اعضاء بسیار مهم بوده و بر سرنوشت یک گروه تاثیر گذار است . کارهای جمعی بسیار دشوار هستند و برای حفظ یک گروه باید هدفمند و هوشیار باشیم. سکون و یکنواختی دشمن این انسجام است. در فعالیتهای جمعی باید از خلق قهرمانان تخیلی ممانعت بعمل آورد. به موازات آموزش تکنیکها و علوم روز کوهنوردی باید در حیطه اخلاق و روانشناسی نفرات گروه انرژی صرف کرده و تناسبی منطقی میان این وزنه ها برقرار کرد.

گروه دامون و سایر گروههای کوهنوردی باید اهداف خود را ارتقا دهند. چه بسا فعالیتی که روزی برای شما یک هدف والا و دور از دسترس به نظر میرسید؛ امروز از بدیهیات کارهای شماست. فردا نیازمند تفکری نو و برنامه های بهتر ؛ بزرگتر و فراگیر تر است .

تلاش کنید مفهوم راستین دوستی را به همه اعضای خود و در همه سطوح گروه منتقل و تفهیم نمائید. کوهنوردان با یکدیگر رقابت نمیکنند . کوهنوردان اعضای یک پیکر هستند و تنها راه موفقیت از دوستی و احترام متقابل میگذرد.

 

36) شما اگر در گروهی مثل گروه دامون فعالیت می کردید برای ترغیب کوهنوردها برای شرکت در صعودهای فنی چه تدابیری می اندیشید؟

برای سوق دادن یک مجموعه به سمت کارهای فنی و سطوح بالاتر باید زمینه های آنرا پیش بینی کرده و مهیا ساخت. شما نمیتواند بطور ناگهانی و در مدتی کوتاه ؛ دهها کوهنورد قوی ؛ فنی و شش دانگ در اختیار داشته باشید . البته این کار به زمان و از آن مهمتر به برنامه ریزی؛ مدیریت و استمرار نیاز دارد. با حلوا حلوا گفتن ؛ دهان شیرین نمیشود! پس باید متفاوت باشید. برای متفاوت بودن باید متفاوت باشید. کلام و اظهار تمایل کافی نیست. مدیریت پویا رمز موفقیت در این راه است. با خودتان صادق باشید و بدرستی و بدون تعصب خود را نقد کنید . این رمز تکامل و پیشرفت است .

 

37) سخن آخر

از گروه دامون و سایر همنوردان عزیزم در شهرستان بندر انزلی برای دوستی و لطف همیشگی که به من داشته اند سپاسگزارم . بیش از پیش مراقب خود و دوستانتان باشید. کوهنوردی ورزشی متفاوت است و اغلب کوهنوردان با کمترین اشتباه ؛ بهایی سنگین پرداخت خواهند کرد. به یاد داشته باشید که هیچ مرگی در کوهنوردی افتخار برانگیز نیست و تنها تاسف برانگیز است. یک کوهنورد معمولی و زنده به مراتب بهتر از یک کوهنورد برجسته و مرده است. کوهستان، مامن کوهنوردان و الهام بخش زندگی است و نباید این مهم را فراموش کنیم. امیدوارم روز به روز شاهد ارتقای کوهنوردی در استان گیلان باشیم و کوهنوردان این مرز و بوم دست دوستی؛ اتحاد و احترام را از یکدیگر دریغ نکنند. این راهی روشن ؛ افتخار آمیز و مقدس است .

 

جهت مشاهده عکسها کلیک نمائید.

 

 

 

دیدگاه‌ها   

0 #4 الينا 1394-09-02 05:00
آقاي دكتر مسعود حميدي
از صميم قلب براي شما آرزوي موفقيتهاي بيشتر رو دارم
بازهم از تحربيات خودتون مطلب بگذاريد
مشتاق خواندن مطالب شما هستم
نقل قول کردن
0 #3 میلاد ساحلی 1394-05-13 10:35
سلام عالی بود مرسی
نقل قول کردن
+1 #2 صالحی 1394-05-12 09:48
با احترام وتشکر ازانتخاب و وقتی که برای این مصاحبه گذاشته اید ، تا دانش وتجربیات دیگری رادر معرض نمایش قرار دهید وما به راحتی در اختیار واز آن استفاده کنیم . همیشه کوهستانی و دور از آلام و پر انرژی باشید.
نقل قول کردن
+1 #1 سمیرا 1394-05-12 09:44
سلام. بسیار زیبا بود. ممنون.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید سایت

امروز181
دیروز319
هفته جاری2192
ماه جاری14911
کل بازدید573793

تعداد افراد آنلاین
13
نفر

آدرس گروه