تبلیغات


Notice: Use of undefined constant select - assumed 'select' in /home/damoon/domains/damoonclub.ir/public_html/components/com_content/content.php on line 11

شهرام دلبری

"کانون و هیات:     این دو، رقیب و جانشین هم نیستند."


 

گروه کوهنوردی دامون بندر انزلی در پی مصاحبه با فعالان و صاحب نظران عرصه کوهنوردی گیلان اینبار بر آن شد تا با شهرام دلبری، یکی از کوهنوردان با سابقه گیلان و مدیر عامل وقت کانون کوهنوردان گیلان مصاحبه ای داشته باشد. نگاهی گذرا به شکل گیری کانون، ما را با اهداف و دیدگاه این نهاد ورزشی آشنا نمود و این مصاحبه فرصتی شد برای ما تا با چشم انداز کانون بیشتر آشنا شویم و با شهرام دلبری به عنوان کسی که سالیانی نه چندان دور ریاست هیات استان را به عهده داشته و دغدغه کوهنوردی امروز را دارد مصاحبه الکترونیکی داشته باشیم. این مصاحبه در تاریخ 22 اردیبهشت ماه سال جاری انجام یافت. امید که مورد توجه قرار گیرد.



1) آقای دلبری برای شروع مصاحبه بیوگرافی مختصری از خودتان بفرمائید و اینکه چگونه کوهنوردی را شروع نمودید، علاقه مند شدید و نهایتا به صورت فنی ادامه دادید.

در دهم آبان ماه سال چهل و هفت در رشت متولد شدم تا دیپلم در رشت درس خواندم و از دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته مهندسی عمران در سال هفتاد فارغ التحصیل شدم به رشت برگشتم و الان همسر و دو فرزند پسر دارم. اما در مورد کوهنوردی برای اولین بار بعد از انقلاب زمانی که در حدود دوازده سال داشتم در بعضی برنامه های کوهگشت که در فضای آن زمان انجام می شد شرکت کردم که روی من تاثیر خیلی خوبی داشت. این برنامه ها قطع  شد تا در دوره دانشگاه، گاهی با هم دوره ها به کوه می رفتیم ولی حالت کوهنوردی جدی نداشت. دوباره که به رشت برگشتم یعنی از سال هفتاد با فعالیتهای کوهنوردی که در هیات تازه جان گرفته با مدیریت دکتر نظری جریان داشت آشنا شدم وهنوز هم یک کوهنورد غیر فنی ساده باقی مانده ام.


2) از چه زمانی در فعالیت کوهنوردی خود مسئولیت به عهده گرفتید و قبول مسئولیت چه تاثیری در ادامه ورزش کوهنوردی و ایجاد انگیزه در شما داشت؟

در آن روزهای سال هفتاد تازه هیات فعالیت های خود را آغاز کرده بود و من هم از همان روزها مسئولیتم را شروع کردم در طول سالهای کار در هیات، نایب رئیس، دبیر و در انتها هم رئیس هیات بودم تا سال 86 .اما باید بگویم که قبول مسئولیت برای من هم خوب بود وهم بد. شاید پاگیر شدنم در کوهنوردی بخاطر همین مسئولیتها بوده البته فقط شاید. ولی از طرف دیگر شاید اگر مسئولیت نداشتم کوهنورد فنی و بهتری می شدم .در هر صورت آنچه که در موردش مطمئنم این است که کوهنوردی را دوست دارم وبخش بزرگی از زندگی من شده است.


3) در صحبتهایتان اشاره داشتید که شاید اگر مسئولیت نداشتم کوهنورد فنی بهتری می شدم. شهرام دلبری اگر وارد تشکیلات نمی شد دوست داشت در چه شاخه ای از کوهنوردی فعالیت کند؟

گفتنش الان سخت است ولی همیشه آرزوی شرکت در یک صعود شاخص را داشته ام نمی توانم بگویم که بطور حتم توانایی آن را هم داشتم ولی هیچ وقت فرصت تلاش کردن برای آن را نیز پیدا نکردم. اینکه الان گناه را به گردن مسئولیتهایی که داشته ام بیاندازم شاید کمی بی انصافی باشد ولی به طور کلی در زندگی شخصی و مسئولیتهایم وقت اضافه وجود نداشت.


4) نگاه شهرام دلبری به کوهنوردی فنی گیلان چگونه است؟

روزهای اول شاید ضرورت فنی کار کردن آنقدری که الان ملموس است احساس نمی شد. ولی در شرایط امروز کوهنوردی بدون کار و تلاش در جهت ارتقای کیفیت فنی معنا ندارد. بعنوان کسی که کوهنوردی گیلان را می شناسد می گویم، ما پتانسیل ها واستعدادهای بسیار بالایی داریم ولی صادقانه باید گفت که تا رسیدن به سطح اول کوهنوردی ایران راه درازی داریم. البته از دید من نقاط قوت وضعف کوهنوردی گیلان را فقط با معیارهای فنی نباید سنجید.


5) کدام منطقه از گیلان و یا ایران صعودش برایتان جذابتر است؟

من همه کوههای گیلان را دوست دارم ولی همیشه درفک برایم حس آشنا وصمیمی داشته و دارد آنهم در تمام مسیرهایش. در ایران هم البرز مرکزی همیشه برایم جذاب بوده.

6) اگر شهرام دلبری نگاهی به گذشته داشته باشید در طول چندین سال سابقه ی کوهنوردی خود از کدام فعالیت و یا صعود برجسته یاد می کند؟

من سابقه صعودی که با معیارهای امروزی برجسته باشد ندارم. ولی یادم می آید در روزهای اول، صعودی مثل دماوند حتی از جبهه جنوبی آن در گیلان کار خاصی بود. بعد از گذشت سالها از صعود زنده یاد کوچصفهانی به دماوند ما در سال 72 جز اولین تیمهای صعود به دماوند بودیم تا آنجایی که به یاد دارم از تالش در سال قبل از آن نیز تیمی به دماوند صعود کرده بود ولی از رشت نه. احساس خیلی خوبی داشت.

7) الگوی شما در کوهنوردی کیست؟ یا به عبارت دیگر شهرام دلبری اگر بخواهد از افراد تاثیر گذار بر زندگیش بگوید از چه کسانی یاد می کند؟

در سالهای اول به دکتر "نظری" تاثیر بسزایی داشت و در ادامه از تمامی دوستانی که در کنارشان بودم که بعضی از آنها مثل "بیژن صبوری" الان در میان ما نیستند یاد گرفتم و هنوز هم سعی می کنم یاد بگیرم.

8) از تاریخچه کوهنوردی در گیلان برایمان بگویید و اینکه هیات کوهنوردی از چه زمان در گیلان شروع به فعالیت کرد؟

فکر نمی کنم در این مجال کوتاه بشود از کل این تاریخچه سخن گفت ولی به طور خلاصه می شود عنوان کرد که، بطور رسمی آنچیزی که در دست داریم نشان می دهد در سال 24 یا 25 اولین صعود فردی از گیلان به نام زنده یاد کوچصفهانی به قله دماوند صورت گرفته و در همان سال یا سال بعد از طرف تربیت بدنی حکمی درباره مسئولیت ایشان در کوهنوردی گیلان داده شده که شاید اولین هیات کوهنوردی کل ایران باشد. ولی بطور عملی فعالیتهای کوهنوردی در گیلان بصورت گسترده و گروهی تا اول دهه هفتاد در گیلان امکان پذیر نبود. البته تا قبل از این دوستانی مثل برادران ناعمی و محمد سعدی فعالیتهای کوهنوردی را دنبال می کردند ولی عرض کردم امکان فعالیت گسترده از اول دهه هفتاد فراهم شد.


9) پروسه ای که طی آن به ریاست هیات استان منسوب شدید چه بود؟ و چه عواملی در پذیرش مسئولیت در شما موثر بود؟

بعد از چند دوره ریاست دکتر نظری در سال 82 در پایان آخرین دوره ریاست خود اعلام کردند که دوباره نمی خواهند در این سمت قرار بگیرند ، اصرار ما فایده برای ماندن ایشان موثر نشد. قرعه بنام من خورد و دوستان در آن زمان مجابم کردند که پذیرفتن مسئولیت لازم است. در شرایط آن دوره و با نبود گزینه های دیگر من هم فکر می کردم لازم است بپذیرم.

10) آیا اهدافی که برای خود در دوره ای که به ریاست هیات منسوب شدید در نظر گرفته بودید محقق شد؟  تا چه اندازه به آن اهداف دست پیدا کردید؟ اگر موفق نبودید عوامل بازدارنده چه بود؟

به یقین بسیاری از آرزوهای ما محقق نشد، در بسیاری از زمانها مشکلات روزمره، سر راه کوهنوردی تمام وقت و انرژی همه دوستان را می گرفت ، در آن زمان ما به سختی برای خیلی ها باید توضیح می دادیم که به کوهنوردی به چشم یک ورزش نگاه کنند و در هر قدم با مانع مواجه بودیم، از طرف دیگر گروههای ما تازه شکل گرفته بودند و ما در کوهنوردی گروهی، خیلی باسابقه نبودیم. از عوامل دیگر باز دارنده کمبود بودجه، امکانات و صد البته بی تجربگی خودمان بود.

11) فکر می کنید فعالیت در هیات استان در دوره ی ریاست شما چه تاثیر و دستاوردی برای کوهنوردی استان داشت؟

در دوره های قبل، از یک نگاه کلی شاید بزرگترین دستاورد، تثبیت کوهنوردی بعنوان یک ورزش و فراهم کردن زمینه برای نسل بعد برای برداشتن گامهای بزرگتر بود. ولی بطور کلی ترجیح می دهم دیگران در موارد جزیی نقد خود را داشته باشند.

12)  آقای شهرام دلبری در دوره ای که رئیس هیات بودند به دلایلی از هیات استان کناره گیری می کند. اگر جویای علت باشیم در آن سال خودتان استعفا دادید؟ یا شما را برکنار کردند و یا ترک مسئولیت نمودید و بعد از مدتی دوباره برگشتید؟

من هرگز در زمان مسئولیتم کناره گیری نکردم و استعفا ندادم، قضیه چیز دیگری بود، در سال آخر مسئولیتم تصمیم گرفته شد تغییری در مدیریت کلی ایجاد شود. فشارها بر دوستانی که کار می کردند خیلی زیاد بود خیلی از دوستان نزدیک استعفا دادند یا امکان ادامه کار برایشان فراهم نبود. بنا شد چهره های جدیدی مسئولیت بپذیرند تا از خارج از کوهنوردی کسی برای مسئولیت کوهنوردی انتخاب نشود. در این راستا قرار شد من بدون استعفا دادن مدتی کنار بایستم تا این مسئولین جدید برای تربیت بدنی جا بیافتند. اما پس از مدتی متوجه شدیم که روال تربیت بدنی نه فقط در کوهنوردی بلکه در تمام ورزشها تغییر کرده و من مجبور شدم برای برگزاری انتخابات که همه چیز آن فراهم شده بود برگردم و اصرار کنم بر برگزاری انتخابات که متاسفانه در این زمان که مقارن با اتمام دوره من بود تربیت بدنی به جای برگزاری انتخابات با برکناری من برای هیات، سرپرست تعیین کرد و این در حالی بود که اصرار من برای ماندن نبود فقط برای برگزاری انتخابات بود.

13)  اگر شهرام دلبری بخواهد دوران مدیریت خودش را با توجه به سمتهایی که در تشکیلات هیات کوهنوردی استان بر عهده داشتند نقد کند به چه نکاتی اشاره می کند؟

ما تلاش خود را کردیم. اینکه می گویم "ما" به خاطر این است که من تنها نبودم و از اصل، کار انفرادی را قبول ندارم. بی نقص نبودیم و به خیلی از اهدافی که آرزو داشتیم برسیم، نرسیدیم. با اینکه از تلاشی که در کنار دیگر دوستان کردم خشنودم، خود را خالی از نقد نمی بینم ولی بگذارید دیگران در اینباره نظر بدهند.

 

14)  در دورانی که مسئولیت داشتید تا چه حد احساس می کردید خلاقیت و نقش شما در پیشبرد کارها موثر است؟

همانطور که در صحبت قبل هم اشاره کردم فقط به کار گروهی اعتقاد دارم.


15)  از نظر شما موانع اصلی رشد و توسعه کوهنوردی استان گیلان چیست؟

موانع ومشکلاتی که باعث شد کوهنوردی در گیلان دیر آغاز شود- مشکلات روزمره که زمان وانرژی زیادی از کوهنوردی می گیرد- عدم موفقیت در جذب حامیان مالی – نگاه تبعیض آمیز دستگاه رسمی ورزش به کوهنوردی در مقایسه با ورزش های دیگر- عدم استفاده از نظرها و خواستهای جامعه کوهنوردی – کم بها دادن به بخش آموزشی و فنی


16)  مشکل اساسی هیاتهای کوهنوردی که بعد از ریاست آقای دکتر نظری در استان تشکیل شده چیست؟ و چرا تمامی گروهها از این هیاتها ناراضی هستند؟ و برای اینکه هیاتهای کوهنوردی استان و شهرستانها با حداکثر ظرفیت به وظیفه خودشان که رشد و توسعه ورزش کوهنوردی است بپردازند چه تحولی باید صورت گیرد؟ و در این رابطه وظایف و مطالبات گروهها چه باید باشد؟

درست بعد از دکتر نظری تغییری در ساختار هیات ایجاد نشد. همان تیم سابق باز مشغول کار بود. ارتباط مداوم و مستمر با گروههای کوهنوردی در جلسات مختلف برقرار بود. کارها بی نقص نبود هیچکس این ادعا را ندارد ولی حداقل زمینه ابراز نظر و گفتگو فراهم بود. منتهی در دوره های بعد فاصله گروههای کوهنوردی از هیات زیاد و زیادتر شد. فکر می کنم باز هم تنها در صورت شنیدن خواستهای اکثریت جامعه کوهنوردی است که هر مجموعه مدیریتی مثل هیات می تواند مسیر درست را برای رشد و توسعه کوهنوردی پیدا کند. از دید من و بسیاری دیگر از دوستان که همنظر هستیم مدیر کوهنوردی باید از خود کوهنوردی باشد و برای کوهنوردی وقت بگذارد تا بتواند با تمام جامعه کوهنوردی ارتباط داشته نقاط ضعف را پیدا و در راستای رفع آنها بکوشد. نزدیک شدن گروهها به یکدیگر و پافشاری بر خواستهای ورزشی از عوامل مهم ایجاد تحول در هیات می تواند باشد. گروهها باید از هیات بخواهند که در خدمت کوهنوردی باشد نه اینکه کوهنوردی را در خدمت خود بخواهد.


17)  کلا فکر می کنید کوهنوردی در استان نیاز به چه نوع تشکیلاتی دارد؟ آیا تشکیلات هیات برای رشد و توسعه ی آن کافی است؟ در غیر این صورت آیا وجود تشکیلاتی مثل کانون در کنار هیات، رقیب و جانشینی برای آن خواهد بود؟

سوال خوبی است. بطور اساسی هیات کوهنوردی به خاطر نوع ارتباط با دستگاه رسمی ورزش کشور نگاهی از منظر سیاستهای رسمی ورزش دارد در حالی که تشکیلاتی از نوع کانون با توجه به شکل گیری از بدنه جامعه کوهنوردی همواره بیان کننده خواستها و محل تلاقی نیروهای جامعه کوهنوردی خواهد بود یا بهتر بگوییم باید باشد. با این تعریف این دو رقیب و جانشین هم نیستند بلکه در شرایط آرمانی با همکاری هم می توانند امکانات دستگاه ورزش را در اختیار کوهنوردی قرار دهند و هم توان درونی جامعه کوهنوردی را برای پیشرفت سریعتر همگرا کنند. به این ترتیب می شود گفت که هر دو برای کوهنوردی لازمند.


18)  از شروع شکل گیری کانون کوهنوردان گیلان به عنوان یک نهاد ورزشی و لزوم تشکیل آن برایمان بگوئید و جایگاه امروز و آینده آن را در امر ورزش کوهنوردی استان چگونه می بینید؟

زمینه ها و تفکر شکل گیری کانون از مدتها پیش وجود داشت. منتها بعد از سال 86 تعدادی از گروهها احساس کردند برای پیشبرد خواستهای ورزشی خود بهتر است هماهنگی بیشتری با هم داشته باشند. دور هم جمع شدند حرکتهای خود را همسوتر و هماهنگتر کردند، برای ارتباط رسمی پیدا کردن با نهادها و تشکلها و مبادی رسمی اقدام به ثبت رسمی کانون کردند و برای نظم درونی بهتر اساسنامه و آیین نامه های داخلی تنظیم کردند. برای تقسیم بهتر وظایف و رسیدن به اهداف و رشد کیفی کوهنوردی اقدام به شکل دادن کارگروههای مختلف کردند و برای سیاستگذاری جمعی، شورای نمایندگان گروهها یا شورای عمومی را راه اندازی کردند. گزاف نیست اگر بگوییم صرف ایجاد هماهنگی در میان گروههای کانون باعث شده که در تصمیم گیریهای مربوط به کوهنوردی نظر کانون بعنوان یک وزنه غیر قابل چشم پوشی لحاظ گردد. اینکه آینده چه خواهد شد بستگی دارد به تلاشی که اعضای آن برای حفظ انسجام و گسترش کمی و کیفی خواهند کرد.


19)  از وظیفه ی محوری کانون برایمان بگوئید و اینکه کانون چه کمبودهایی را در کوهنوردی گیلان باید برطرف کند؟

کانون در اساسنامه خود اهداف زیادی را برای خود مشخص کرده است ولی شاید باید اصلیترین وظیفه کانون را در ایجاد هماهنگی و همسویی خواستها ونظرات جامعه کوهنوردی تعریف کرد. کمبودها وخواستهای اختصاصی نظیر امر پژوهش و کار تئوریک کوهنوردی و یا ایجاد زمینه برای رویه گذاری توان گروهها برای رسیدن به اهداف فنی بزرگ حتی صعودهای برون مرزی شاخص در کارگروهها قابل پیگیری است.


20)  چشم انداز کانون چیست؟ از برنامه های آتی کانون برای کوهنوردان گیلان برایمان بگوئید.

اگر منظور، کانون آرمانی است. آن کانونی ست که بیشترین تعداد از گروهها و کوهنوردان آزاد در آن دور هم جمع شوند. مهمترین برنامه برای آینده کانون ایجاد گسترش کمی وکیفی است. گسترش کمی یعنی جذب تعداد زیادتری از گروههای کوهنوردی و گسترش ادامه فعالیت بویژه در شهرستانها و گسترش کیفی یعنی فعال سازی هر چه بیشتر کارگروهها در راستای اهداف کانون.


21)  به نظر شما تعامل و همکاری گروههای گیلان تا چه اندازه در پیشبرد اهداف کانون موثر خواهد بود و نگاه نه چندان خوشبینانه ی گروههای شهرستان به خصوص شرق گیلان نسبت به کانون از کجا نشات گرفته، و برای رسیدن به یک نقطه مشترک و شروع همکاری با کانون چه باید کرد؟

مبنا در پیشبرد اهداف کانون همانطور که در صحبتهای قبل هم اشاره کردم تعامل وهمکاری بین گروههای گیلان است. اما  در خصوص نگاه گروههای شهرستانها به کانون باید بگویم گروه مرداویج سیاهکل از گروههای موسس کانون بوده و هست و ما با گروههای دیگری از شهرستانهای مختلف به خصوص در شرق گیلان ارتباط داریم. نکته اصلی این است که چه در جمع سیاستگذار کانون یا شورای عمومی و چه در هیات مدیره ی کانون، جو نگاه ارجحیت منطقه ای یا شهرستانی وجود ندارد. در کانون هر عضو در مجمع عمومی صرف نظر از محل زندگی یک رای و در شورای عمومی نیز هر گروه بدون در نظر گرفتن شهرستان مربوط یک رای دارند. درهای کانون برای همنوردان از تمام گیلان باز است و بهترین نقطه مشترک از نظر ما علاقه به کوهنوردی و اعتقاد به خرد جمعی ست. تنها با آمدن و گفتن و شنیدن است که همکاری ممکن می شود.


22) انتظاری که شما به عنوان مدیر عامل کانون کوهنوردان گیلان از گروههای رشت و سایر شهرستانها دارید چیست؟

نه به عنوان مدیرعامل کانون، بلکه به عنوان یک عضو کانون و حتی یک کوهنورد ساده انتظار دارم همگی به اهمیت همفکری و همکاری برای پیشبرد اهداف کوهنوردی فکر کنیم و برای کوهنوردی از خود بیشتر مایه بگذاریم.


23) به نظر شما راهکار یا ساختار جلب نظر و اعمال نظر در گروهها در پشبرد برنامه های کانون از چه طریقی ممکن است؟ و گروهها چگونه می توانند از طریق کانون اعمال نظر کنند؟ و اعمال نظر گروه در ساختار تصمیم سازی کانون چگونه است؟

اگر منظور از اعمال نظر از طریق کانون موثر بودن در کلیت فعالیتهای کوهنوردیست الان هم تلاش این است که هماهنگی ایجاد شده در گروهها یک توان عملی با پشتوانه قوی نیروی انسانی کوهنورد بوجود بیاورد تا صرف نظر کردن از آن در معادلات کوهنوردی غیر ممکن شود و فکر می کنم هماکنون نیز تا حدی اینطور هست به یقین هر چه پشتوانه کمی کانون از نظر گروههای عضو بیشتر باشد این توان عملی پر رنگتر خواهد بود و کلیت کانون توان بیشتری برای حمایت از خواستهای کوهنوردان حتی در شهرستانها خواهد داشت (جهت مطالعه "آیین نامه عضویت در کانون" کلیک نمائید) و اگر منظور نحوه اعمال نظر گروهها در تصمیم سازی درون کانون است همانطور که در قبل هم گفتم در کانون تصمیم های اصلی در شورای عمومی گرفته می شود ، و در این شورا هر گروه یک نماینده با حق رای برابر با سایر گروهها دارد بنابراین سهم گروههای عضو در تصمیم سازی درون کانون با هم برابر است.


24) در حال حاضر از نظر عملی آیا به اندازه کافی در تهیه نقشه کوههای گیلان کار شده است و آیا کانون نمی تواند وارد این حیطه شود و فعالیتهای تئوریکی که مشخصا در داخل گیلان انجام می شود را با فعالیتهای عملی هم محور کند؟

کارهایی که تاکنون صورت گرفته به هیچوجه با توان فنی و دانش تئوریک کوهنوردی گیلان مطابقت ندارد و اگر به اساسنامه کانون و بخصوص به اهداف ذکر شده در آیین نامه کارگروه کوهنوردی کانون توجه کنیم یکی از اهداف پر رنگ کار اساسی و علمی بر روی نقشه کوههای گیلان از جنبه های مختلف است. چه خوب شد که این سوال را مطرح کردید همینجا بهتر است بگویم در این زمینه –و حتی در زمینه های دیگر- آماده شنیدن ایده های جدید و همکاری عملی با تمام دوستداران کوه هستیم .


25) همانطور که در شرف انتخابات هیات استان هستیم، اگر امکان دارد کمی از دیدگاه کانون برای انتخابات هیات استان برایمان بگوئید و اینکه چرا کانون 2 کاندید معرفی کرد؟

فکر می کنم در سوالات قبل بسیاری از مواضع کانون در مورد انتخابات را شرح دادم. ولی باز می گویم کانون اعتقاد دارد اصل برگزاری انتخابات بشرط رعایت قوانین و لحاظ کردن نظر جامعه کوهنوردی و شرکت نمایندگان انتخاب شده توسط گروهها، مربیان، ورزشکاران و غیره (نه نمایندگان انتخاب شده از بالا) بسیار خوب است. در این انتخابات کانون دو نماینده معرفی کرده که در نهایت روی یکی از آنها توافق کلی حاصل می شود. از نظر ما رئیس آینده کوهنوردی بهتر است از درون جامعه کوهنوردی، آشنا به مشکلات آن و آماده برای صرف وقت و انرژی در جهت رفع مشکلات باشد. مزیت نماینده کانون علاوه بر دارا بودن شرایط عنوان شده اینستکه بخش قابل توجهی از جامعه کوهنوردی از ابتدا آمادگی همکاری با وی را خواهد داشت.


26) از صعود خارج از کشور برایمان بگوئید و اینکه کوهنوردان گیلان تا چه اندازه در صعودهای برون مرزی موفق هستند؟ و چگونه می شود این حضور را پررنگتر کرد؟

متاسفانه تاکنون نتوانسته ایم صعود شاخص برون مرزی به صورت گروهی داشته باشیم . "آرمان حداد" تک چهره ما در صعودهای برونمرزی درحال حاضر است که آرزو می کنم با قدرت به کارش ادامه دهد. کوهنوردان خوب زیادی را در گیلان می شناسم که توان صعودهای شاخص را دارند باید با جمع کردن همه توان کوهنوردی گیلان امکان صعود برون مرزی شاخص را بصورت گروهی فراهم کنیم.


27)  به نظر شما تامین اعتبار مالی تا چه اندازه می تواند در برگزاری بهتر برنامه های کوهنوردی موثر باشد؟ و گروهها برای افزایش توان مالی خود از چه راهکارهایی می توانند استفاده نمایند؟

تامین اعتبار به خصوص در برنامه های فنی سنگین و برون مرزی نقش اساسی دارد. متاسفانه ما در جذب حامیان مالی برای کوهنوردی خوش سابقه نیستیم. در این زمینه باید تلاش جدی صورت بگیرد. در زمینه استفاده از اعتبار دستگاه رسمی ورزش خوشبین نیستم ولی برای برنامه های شاخص که برای استان مهم است خوب است در این رابطه کوشش شود.


28) به نظر شما در حال حاضر ما از لحاظ آموزشی در مقایسه با استانهای دیگر در چه سطحی هستیم و در این راستا فعالیت مربیان ما را چگونه ارزیابی می نمائید؟

سطح ما قابل قبول و در شان گیلان نیست. متاسفانه بسیاری از مربیان ما به دلایل مختلف که از مهمترینشان مشکلات زندگی شخصی است، نتوانسته اند به فعالیت خود ادامه دهند یا خود را در سطح قابل قبولی نگه دارند. باید از مربیان حمایت کرد. باید کاری کرد که عملکرد مربی بازده اقتصادی مناسب داشته باشد و همچنین زمینه های تربیت مربیان جدید نیز فراهم شود .


29) آنچه مسلم است ما از لحاظ آموزشی پایین هستیم ولی در استان نفرات زبده ای هستند که می توانند تجاربشان را در اختیار بگذارند ولی به نظر می آید که ساختار یا سیستمی برای انتقال تجربه وجود ندارد. از زاویه ی دیگر بارها در محافل مختلف کوهنوردی شنیده و خوانده ایم که پیشکسوتهای کوهنوردی وقتی با یک سری مشکلات مواجه شدند خودشان را جدا کرده اند و این جدا شدن یک وقفه ای در ارتباط و پیشرفت گروهها ایجاد کرده است. به نظر شما ما با فرض اینکه هیات این توانایی را ندارد که استفاده درست و بهینه از تجارب پیشکسوتان داشته باشد گروهها چه کار می توانند انجام دهند؟

کار فنی و آموزشی نیروی جوان می طلبد. آنچه که از دست پیشکسوتان بر می آید در اختیار قرار دادند تجربیات خود است. گاهی اوقات نیروهای جوان تر فکر می کنند که حضور پیشکسوتان مانع از ایفای نقش جوانهاست. فکر می کنم جوانها باید نقش خود را در حرکتهای جمعی و مدیریتی کوهنوردی پیدا کنند و در این راستا اول باید بپذیرند که کوهنوردی یک ورزش انفرادی و رقابتی نیست و کار و مدیریت گروهی لازم دارد. در این شرایط زمینه لازم برای استفاده از تجربیات پیشکسوتان فراهم می شود. بطور طبیعی گروهها بخاطر نزدیکی و سابقه بیشتر، اولین محل انتقال تجربه ها هستند. بطور خلاصه به عرصه آمدن جوانتر ها در مدیریت کوهنوردی و حفظ احترام پیشکسوتان لازمه استفاده از تجربیات گذشته است.


30) پیشنهادهای عملی شما برای ارتقاء علمی کوهنوردی گیلان چیست؟

کارهای زیادی می تواند صورت بگیرد بطور مثال گسترش هر چه بیشتر نوع کاری که در کارگروه پژوهش کانون انجام می شود شما با خانم شجری کهن (از فعالین کارگروه پژوهش) مصاحبه داشتید و ایشان تاحد زیادی فعالیتهای این کارگروه را تشریح کردند، اگر به این نوع کار که دقت هر چه بیشتر در زمینه های تئوری و علمی ورزش کوهنوردی است بیشتر بپردازیم و بخصوص جوانترها را تشویق به کنکاش بیشتر در زمینه های علمی کوهنوردی کنیم بی تردید مسیر را برای ارتقا سطح علمی باز کرده ایم. یا حتی بطور کلی زمینه ای را فراهم کنیم که طرح سوال و دسترسی به جواب برای همه آسان تر باشد. علاوه بر همه اینها حمایت بیشتر و عملی تر از بخشهای آموزشی همانطور که در قبل هم گفته شد ما را قدم به قدم به کوهنوردی علمی نزدیک می کند.

31) به نظر شما فعالیتهایی که در یک گروه برای ایجاد انگیزه در جوانان می توان ایجاد کرد تا کوهنوردی را به شکل جدی ادامه دهند چیست؟

ایجاد محیط شاد وسالم در گروهها در کنار ایجاد امکان ابراز عقیده برای جوانها وفراهم کردن زمینه عملی شدن خواستهای بلندپروازانه عاقلانه جوانان


32) توصیه ی شما به جوانانی که تازه وارد این عرصه می شوند چیست؟

از کوهنوردی سالم لذت ببرید. انسان بودن و آزادی را در قله ها تنفس کنید. لذت کار گروهی و شاد بودن با گروه را احساس کنید. هر روز توانایی فنی و کیفی خود را بالا ببرید و تا هر چقدر که می توانید به پیش بروید. آینده از آن شماست.

33) شنیدن خاطرات و استفاده از تجربه های شما برای ما درسهایی است که شاید در هیچ کلاسی نتوانیم آنها را بیاموزیم . اگر خاطره یا تجربه ی از کوه دارید که به نظر شما دانستن و مطرح شدن آن لازم است بفرمایید.

کوهنوردی هر روزش خاطره ای تازه است. نمیدانم چه بگویم. هنوز بهترین ساعات زندگیم زمانی است که در جمع شاد دوستان کوهنورد با هدفی مشترک به بالا میرویم. خاطره این باهم بودنها در این سالها چیزی نیست که بشود حتی به راحتی بیان کرد بگذریم...


34) همانطور که اشاره نمودید شما جزء اولین گروهی بودید که در رشت دماوند را صعود کردید. اگر امکان دارد از روز صعود، مشکلات و خاطرات آن روز برایمان بگوئید.

امروزه صعود دماوند از جبهه جنوبی دماوند آنهم در مرداد ماه یک صعود معمولی است که توسط بسیاری از گروهها به عنوان آماده سازی صعودهای بلندتر انجام می شود ولی در آن زمان ما فکر میکردیم که کار خیلی مهمی است شاید بیشتر از سختی خود صعود، دلهره ای که ناشی از بی تجربگی بود مساله ی اول ما بود. وسایل ما از پوشاک و کفش بگیرید تا کیسه خواب و چادر بسیار ابتدایی بود .یادم می آید کیسه خوابی به همراه داشتم حدود 5 کیلوگرم بود و الان به عکس روی قله که نگاه میکنم از لباس خودمان به خنده می افتم . موقع صعود از بارگاه به سمت قله قمقمه سربازی پر آب به کمر داشتم به قله که رسیدم خواستم اب بخورم ولی از قمقمه آبی پایین نمی امد. فکر کردم سوراخ شده چون در راه اب نخورده بودم در آن شرایط کمبود اکسیژن به ذهنم خطور نکرد که شاید اب یخ بسته باشد .پایین که رسیدم وصدای شلپ شلپ اب قمقمه را شنیدم تازه موضوع دستگیرم شد.....


35) انتقاد یا پیشنهادی به گروه کوهنوردی دامون دارید بفرمایید.

گروه دامون از گروههای ریشه دار گیلان است. گروهی است که می تواند نقش پررنگی در کوهنوردی کل گیلان داشته باشد به شرط اینکه همکاری و ارتباط بیشتری با گروههای دیگر در سرتاسر گیلان داشته باشد. برای دامون آرزو پیشرفت روزافزون را دارم.

 

بخش صندلی داغ Smile

اولین کلمه ای که بعد از شنیدن و یا خواندن این واژه ها به ذهنتان می رسد به ما بگوئید.

دکتر نظری:  استاد و دوست سالهای دراز                          شام: خیلی اوقات می خواهم نخورم (ولی نمی شود)

هیات: تلاش جمعی                                                      انزلی: یکی از جاهایی که خیلی دوست دارم

کانون: یک امتحان و تلاش دوباره                                      قله: جایی که احساس کنی هنوز زنده ای

کوه: زندگی                                                                  برودپیک: غم انگیز

 

سخن آخر: از شما که برای کوهنوردی تلاش می کنید سپاسگزارم. درود بر هر آنکه به کوه و کوهنوردی عشق می ورزد.

دیدگاه‌ها   

0 #2 پژمان 1393-03-19 14:05
واقعا زیبا بود من خیلی وقت بود دوست داشتم یه خبری از بزرگان و پیشکسوتهای کوهنوردی این استان داشته باشم ممنونم ازتمامی شما دوستان بخاطر زحماتتون
نقل قول کردن
0 #1 سمیرا 1393-03-18 05:44
با سلام. ممنون از تهیه این مصاحبه. البته باید بگویم بعضی از افراد با تجربه خودشان مایل نیستند در جهت ارتقا سطح فنی کوهنوردی با گروه ها همگام شوند. امیدوارم این دریافت من اشتباه باشه. به امید انجام فعالیت های خوب کوهنوردی در سطح گیلان.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید سایت

امروز1182
دیروز1203
هفته جاری8332
ماه جاری30149
کل بازدید1747861

تعداد افراد آنلاین
22
نفر

آدرس گروه