Gantry 5 is the most customizable and powerful version of the framework yet. Packed full of features such as drag-and-drop layout creation and the powerful particle system, Gantry 5 has been designed from the ground up to be lightning fast and hassle free.

Read More

دوشنبه, آگوست 08, 2022 فائزه دلشاد گزارش برنامه ها 165
برنامه گروه كوهنوردى دامون بندرانزلى به مقصد لاکه تاشون( اسالم)، مورخ ۱۴۰۱/۴/۳۱ به سرپرستى ایمان جهانی و با شركت ۵۷ تن اجرا شد. راهنما: سیامک اشکان زاده جلودار : یگانه ریحانی عقبدار: صادق موسوی كوهياران: مريم پور نعمت، فرانک محمدی پور، مجيد طريقي، وحيد روز رخ و سینا ابیشی روستای لاکه تاشون در شهرستان تالش، بخش اسالم، دهستان خرجیل و در مسیر اسالم به خلخال واقع شده است. این روستا به دره بهشت معروف بوده و معنای نام آن، محل تراشیدن لاکه (همان مجمع یا تشت چوبی) می باشد. گروه راس ساعت ۶:۰۰ از بندرانزلی به سمت اسالم خارج شد و پس از توقفی کوتاه در مسیر، ساعت ۷:۲۰ به ابتدای جاده اسالم و خلخال رسیده و ساعت ۷:۳۰ تابلوی ورودی روستای لاکه تاشون را مشاهده کرده، وارد روستا شدیم و پس از صحبتهای سرپرست و راهنمای برنامه و همچنین معرفی عوامل اجرایی برنامه، ساعت ۷:۴۵ حرکت خود را از کنار مسجد روستا به سمت بالا آغاز کردیم. در ابتدای مسیر یک استخر ماهی پرورشی وجود داشت که انبوه ماهی های داخل آن به وضوح قابل مشاهده بود. مسیر خود را از بین پرچین های خانه های روستایی ادامه دادیم و ساعت ۸:۰۰ پس از عبور از اولین پل بتنی مسیر، وارد جنگل شدیم و جهت صرف صبحانه توقف کرده و ۲۰ دقیقه بعد به مسیر خود از میان جنگل ادامه دادیم. بخش اعظم مسیرمان در امتداد رودخانه ای خروشان سپری شد و ساعت ۱۰:۳۰ به یک پل بتنی دیگر که رودخانه ای خروشان از زیر و کنار آن میگذشت، در نزدیکی حوضچه معروف لاکه تاشون رسیدیم و سپس کمی پایینتر بازگشته و جهت صرف نهار و استراحت توقف کردیم. همنوردان به دو دسته تقسیم شده و با کمک عوامل گروه، به نوبت به دیدن حوضچه رفتند. گروهی از همنوردان در مسیر حوضچه متوجه خروج دود حاصل از آتش از داخل تنه یک درخت بلند و جوان شدند که آتش به بوته های اطراف آن نیز سرایت کرده بود که با تلاش فراوان و بدون وجود امکانات، درنهایت موفق به دفع بموقع آتش و جلوگیری از گسترش آن شدند. گروه پس از صرف نهار و استراحت و گرفتن عکس دسته جمعی طبق روال همیشگی، ساعت ۱۶:۳۰ به سمت روستا بازگشت و ساعت ۱۸:۰۰ به مینی بوس ها که درکنار مسجد روستا منتظر بودند رسید و به سمت انزلی حرکت کرده و ساعت ۲۰:۱۵ به انزلی بازگشت. گزارش: ساعده فلاحت دوست
یکشنبه, جولای 24, 2022 فائزه دلشاد گزارش برنامه ها 135
گزارش صعود به شاه معلم سرپرست: سهند راسخ کار راهنما و جلودار: مریم تمدن عقبدار : علیرضا سندیانی تعداد نفرات شرکت کننده: ۱۶ همنوردان: مهدیه شهسواری، مریم سلمانی، سولماز حضرتی، صبا رحیمیان، آیناز جانیزاده، الناز غلامی، رقیه امیدی، مریم تمدن، سهند راسخ کار، علیرضا سندیانی، مهرشاد بروجردی، مسعود قلیزاده، کیارش عابدینی، میلاد حسین پور، علی شاه بیگی، امیر محمد جاهدی روز جمعه ۲۴ تیرماه بعد از سوار کردن همنوردان در ساعت ۴ از انزلی خارج شده و بعد از رسیدن به سه راه علی آباد در ساعت ۴:۲۰ آخرین نفر را نیز سوار کرده و به سمت ماسوله حرکت کردیم. در ساعت ۶:۱۰ به ماسوله رسیدیم و از آنجایی که بنا بود صعودمان را از خارند شروع کنیم مسیرمان را همچنان ادامه دادیم و ۶:۵۰ در خارند از مینی بوس پیاده شدیم. ده دقیقه ای به صحبت سرپرست و معرفی عوامل برنامه گذشت و پس از آن صعودمان را آغاز کردیم. از همان ابتدا خورشید می تابید و خودمان را برای صعودی بسیار گرم آماده کرده بودیم،همینکه سیم خاردار ابتدای جاده را رد کردیم دوستانمون که از صعود شبانه برگشته بودند را دیدیم و گفتند که شب بسیار سخت و همراه با باد شدید و سردی را در قله سپری کردند، مسیرمان را از کنار اولین پرچم علامت گذاری مسیر و در میان بوته های سرخس و گلپر سپری می کردیم، باد خنکی می وزید و گرمای آفتاب را کم می کرد. با توجه به تعداد بالای نفرات و اینکه چند تن از دوستان برای بار اول به قله شاه معلم صعود می کردند گامی آهسته و پیوسته را در پیش گرفتیم و تقریبا بعد هر ۴۰ دقیقه پیمایش ۵ دقیقه استراحت می کردیم. در ساعت ۸:۴۰ به دوریکله رسیدیم ، کمی شدت باد بیشتر شد ولی همچنان اذیت کننده نبود و ما از خنکای آن لذت می بردیم. مسیر زیبای یال را ادامه دادیم و حین حرکت با دیدن خط الراس شمالی و جنوبی ماسوله و همچنین نمایان شدن شاه معلم، از شکوه این کوه ها لذت بردیم در ساعت ۱۰:۳۵ به پاگرد رسیدیم و یک ربع استراحت کردیم و آماده ی پیمایش شیب قله شدیم، بر شدت باد اضافه می شد و پیدا بود روی قله باد بیشتری در انتظارمان است. در نهایت بعد دیدن آخرین نشان راهنمای قله و تابلوی همنورد خسته نباشی در ساعت ۱۱:۴۰ به اتفاق تمام همنوردان شرکت کننده به قله رسیدیم. باد سرد و شدیدی می وزید و امکان استراحت روی قله فراهم نبود، پس از گرفتن عکسهای تکی و دسته جمعی در ساعت ۱۲:۰۵ به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت ۱۲:۳۰ به پاگرد رسیدیم و در پناه کوه شاه معلم که جلوی باد را گرفته بود به صرف نهار و استراحت پرداختیم از آنجایی که آسمان بی نهایت زیبا بود و ابرها در آسمان می رقصیدند زمان بیشتری را همانجا ماندیم و بعضی از همنوردان نیز فرصت را غنیمت شمرده و خوابیدند. در ساعت ۱۳:۳۰ حرکت کردیم و در ساعت ۱۶:۳۰ به خارند رسیدیم. لازم به ذکر است که روز قبل برنامه به دلیل ناهماهنگی پیش آمده و جا گذاشتن مینی بوسی که از ابتدای هفته هماهنگ کرده بودیم و پس از مشکلات فراوان و تماس با آقای بشردوست راننده ای که سالیان دور از فومن همراه گروه ما می آمدند و چند سالی بود که بازنشسته شده و رانندگی نمی کردن، لطف کردند و لحظه ی آخر مینی بوس جور کرده و خودشان هم همراه راننده از فومن آمدند که وجود این عزیزان که بعد سالیان دراز همچنان به گروه تعهد دارند و ارزش می گذارند جای تشکر و قدردانی فراوان دارد. مریم تمدن

 

انجمن پزشکی کوهستان ایران: آناتولی نیکلایوویچ بوکریف ( 16 ژوئیه 1958 25 دسامبر 1997 ) کوه نورد روسی ( اتحاد جماهیر شوروی/ قزاقستان ) بود که به هفت قله 8000 متری بدون استفاده از اکسیژن صعود کرد.

بوکریف با وجود داشتن مهارت ، در جامعه کوه نوردی بین المللی تا قبل از فصل کوه نوردی بهار 1996 در کوه اورست که دوازده نفر در یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کوه نوردی اورست جان دادند ، نسبتا ناشناخته بود. این حوادث در کتاب های پر فروش " صعود " بوکریف و " در هوای رقیق " جان کراکاور به ترتیب وقوع نقل شد.

 

زندگینامه

بوکریف در 16 ژانویه 1958 در جنوب کوه های اورال در اتحاد جماهیر شوروی بدنیا آمد. پس از اتمام دبیرستان در 1975 ، در دانشگاه آموزشی چلابینسک در Russian SFSR ادامه تحصیل داد و در سال 1979  در رشته فیزیک فارغ التحصیل شد. در همان زمان ، دوره  مربیگری اسکی استقامتی را هم به اتمام رساند.

پس از فارغ التحصیلی ، بوکریف 21 ساله رویای کوه های واقعی را در سر پروراند. بوکریف به آلما آتا ، مرکز جمهوری سوسیالیستی قزاق واقع در یال تین شان مهاجرت کرد. از سال 1985 از تیم مختلط قزاقستان در زمینه کوه نوردی پشتیبانی کرد. در سال 1991 پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، تابعیت جمهوری 

قزاقستان را پذیرفت .

صعودهایی که بوکریف انجام داده است ؛

 

خلاصه ای از برجسته ترین صعود های وی به این قرار است :

1987

-قله لنین (7137متر) – اولین صعود انفرادی

1989

15 آوریل :کانچن جونگا (8556 متر ) – مسیر جدید به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای شوروی

30 آوریل -2 می : کانچن جونگا – اولین تراورس چهار قله 8000 متری قلل کانچن جونگا

1990

آوریل : کوه مک کینلی – مسیر خط الراس کاسین

می : کوه مک کینلی – مسیر ریب غربی (West Rib )

1991

10 می : دائولاگیری – مسیر جدید بر روی دیواره غربی به همراه اولین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

7 اکتبر : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی

1993

14 می : کوه مک کینلی ( 6193 متر )

30 جولای : k2 (8611 متر )

1994

29 آوریل : ماکالو 2 ( 8460 متر )

15 می : ماکالو ( 8476 متر )

1995

17 می : کوه اورست – مسیر خط الراس شمالی

30 ژوئن : قله آبای ( 4010 متر ) – راهنمای رییس جمهور قزاقستان

8 اکتبر : دائولاگیری ( 8176 متر ) – رکورد سریع ترین صعود ( 17 ساعت و 15 دقیقه )

8 دسامبر : ماناسلو ( 8156 متر ) – به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

1996

10 می : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی

17 می : لوتسه – صعود انفرادی ، رکورد سرعتی

25 سپتامبر : چو اویو ( 8201 متر ) – به همراه سومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

9 اکتبر : قله شمالی شیشاپانگما ( 8008 متر )

1997

24 آوریل : کوه اورست ( 8850 متر )

23 می : لوتسه

7 جولای : برود پیک ( 8047 متر )

14 جولای : گاشربروم 2 ( 8035 متر ) – صعود انفرادی

  آناتولی بوکریف ( چپ) و مارتین آدامز به همراه پرچم قزاقستان در اورست سال 1996

 

اورست 1996

بوکربف راهنمای اصلی کوه نوردی تیم Mountain Madness  به سرپرستی اسکات فیشر بود. این تیم شامل هشت مشتری بود که هر کدام 65000 دلار آمریکا برای صعود به قله اورست با راهنمای تمام وقت پرداخته بودند: ( همه سن ها داده شده مربوط به سال 1996 می باشد.)

  • مارتین آدامز (47 ساله ) – سابقه صعود به آکونکاگوا ، دنالی ، کلیمانجارو.
  • شارلوت فاکس (38 ) – سابقه صعود به تمام 54 قله 4200 متری در کلرادو و دو قله 8000 متری
  • لن  گامل گارد (35 ) – کوه نورد مجرب
  • تیم مدسن (33) – سابقه انجام صعود های زیاد در Colorado and Canadian Rockies ، تجربه اندک در قلل 8000 متری
  • سندی هیل پیتمن (41) – سابقه صعود به شش قله از هفت قله
  • پیت شونینگ (68) – یکی از اولین آمریکایی هایی که به کوه وینسون و گاشربروم 1 صعود کرد.
  • کلو شونینگ (38 ) – برادر زاده پیت ؛ اسکی باز سابق آمریکا ؛ بدون تجربه در 8000 متری.

پیت شونینگ همان وقت که در اردوگاه اصلی اورست بود تصمیم گرفته بود صعود نهایی به قله را انجام ندهد. این تیم حمله به قله را در 6 می آغاز کردند و قصد داشتند با عبور از اردوگاه 1 شب را در اردوگاه 2 بگذرانند. اما وقتی راهنما ها به اردوگاه 1 رسیدند ، کروز را در یکی از چادرها یافتند که به  بیماری کوه و احتمالا ادم مغزی دچار شده بود. کروز جهت درمان به همراه فیشر به اردوگاه اصلی برگشتند. حدود نیمه شب 10 می ، بوکریف ، نیل بیدلمن ، اسکات فیشر و گروهی از شرپاها راهنمایی شش مشتری باقیمانده را به سوی قله از اردوگاه 4 در گردنه جنوبی ( 7900 متر ) آغاز کردند. تاخیر های صورت گرفته در جنوب قله به علت ناکامی شرپاها در نصب طناب ها تا زمان رسیدن تیم به آن نقطه ، یک ساعت از صعود تیم را هدر داد.

بوکریف که بدون استفاده از اکسیژن کمکی صعود می کرد ، در ساعت 7/1 بعدازظهر به قله رسید. در ساعت 30/2 بعدازظهر فرود به اردوگاه 4 را آغاز کرد. تا آن زمان ، آدامز و کلو شونینگ به قله رسیده بودند. اما، بیدلمن و 4 مشتری باقیمانده هنوز نرسیده بودند .بوکریف ثبت کرد که 5 بعدازظهر به اردوگاه 4 رسید. دلایل تصمیم بوکریف به فرود جلوتر از مشتریانش مورد تردید می باشد. بوکریف گفت که می خواست برای کمک به مشتریان در حال تلاش در قسمت های پایین تر شیب کمک کند ، و در صورت ضرورت چایی گرم و اکسیژن بیشتر پیدا کند. جان کراکاور روزنامه نگار که به همراه تیم  Adventure Consultants صعود می کرد ، اظهار می دارد که امتناع بوکریف برای استفاده از اکسیژن اضافی و نداشتن لباس گرم ، منتظر ماندن در قله برای رسیدن مشتری های باقیمانده را برای او بسیار خطرناک می ساخت.

در ساعت 4 عصر کولاک شروع شد و دشواری هایی را برای اعضای تیم در حال فرود ایجاد کرد. برف طناب های نصب شده را پوشاند و مسیری را که این تیم به هنگام صعود ایجاد کرده بودند از میان برد و منجر به گم شدن چندین کوه نورد در گردنه جنوبی شد. بیدلمن ، شونینگ ، فاکس ، مدسن ، پیتمن و گامل گارد ، همراه با مایک گروم ، بک وذرز ویاسوکو نامبا از تیم Adventure Consultants تا نیمه شب در کولاک سرگردان شدند. وقتی دیگر نتوانستند به راهپیمایی ادامه دهند در حدود 20 متری شیب تند جبهه کانگ شونگ بغل هم نشستند.

حدود نیمه شب ، کولاک تا اندازه ای برطرف شد و تیم توانست  اردوگاه 4 را در حدود 200 متری دورتر از آنجا مشاهده کند. بیدلمن ، گروم ، شونینگ و گامل گارد برای یافتن کمک حرکت کردند. مدسن و فاکس پیش گروه باقی ماندند تا نجات دهندگان را صدا بزنند. وذرز از گروه جدا شد. بوکریف محل کوه نوردان را پیدا کرد و ابتدا پیتمن و بعد فاکس و مدسن را به محل امن آورد. او نتوانست برای بار سوم به دنبال نامبا برود. در ضمن فیشر تا ساعت 45/3 عصر به قله نرسیده بود. او بیمار و احتمالا مبتلا به HACE  بود ، و در اثر صعود بسیار خسته شده بود. فیشر قادر نبود در این طوفان به زیر جنوب قله ( 8350 متر ) فرود آید. روز بعد ، شرپاها محل فیشر را پیدا کردند اما وضعیت او به اندازه ای وخیم شده بود که آنها توانستند  تنها به طور موقتی از او مراقبت کنند. بوکریف سه بار پی در پی برای نجات دادن تلاش کرد ، اما در حدود ساعت 7 عصر بدن منجمد فیشر را  پیدا کرد. در ژانویه 1997 ، بوکریف گزارش سفر ، یادداشت های شخصی  و نامه هایش و یک گزارش شفاهی را به گری وستون دوالت ( نویسنده )  داد و او نیز با کنار هم قرار دادن تمام این اطلاعات آن را به صورت کتابی تحت عنوان " صعود " در آورد. گزارش بوکریف از سفر تیمی 1996 از بسیاری جهات با گزارش های ارائه شده در " هوای رقیق " جان کراکاور ، " به جای مانده برای مرگ " وذرز ، " صعود بلند " گامل گارد و " سمت دیگر اورست " دیکینسون متفاوت است. هدف دیگر کتاب " صعود " پاسخ به انتقاد های کراکاور در مورد رفتار بوکریف به عنوان راهنما بود.

 در 6 دسامبر 1997 ، تاد بورلسون ، پیت آتانز  و بوکریف ، نشان David A Sowles Memorial  را از باشگاه آلپی آمریکا به خاطر شجاعت و از خود گذشتگی در نجات چهار کوه نورد در طی این سفر دریافت کردند. این معتبرترین نشان این باشگاه آلپی است ؛ دریافت کنندگان دیگر این نشان شامل Ed viesturs و اد وبستر می باشند.

 

مدافعان بوکریف

در مقاله ای در مجله Salon  که نگاهی مجدد به فاجعه 1996 اورست داشت ، وستون دوالت می گوید :" در 17 آوریل 1997 با بیدلمن صحبت کردم – سه ماه قبل از تسلیم نسخه دست نویس کتاب صعود – و در جریان آن در مورد اظهار نظری  که او در طی گزارشی که به صورت ضبط شده در مورد کوه نوردان Mountain Madness در اردوگاه اصلی اورست در 15 می 1996 به عمل آورده بود ، پرسیدم. اظهار نظر بیدلمن :" می دانستم که آناتولی پایین رفته بود. مشکلی با این کار نداشتم. می دانستم که ماندن او خوب بود ،  اما در عین حال فرود ما را ضرورتا بهتر از این نمی کرد. از این دستور او که به اسکات فیشر گفته بود بلافاصله پایین بیاید خبر نداشتم ، اما پس از شنیدن آن ، از آن حمایت کردم. فکر می کنم فکر خوبی بود و در واقع اگر پایین نرفته بود ، تلاش های او برای جمع کردن افراد غیرممکن می شد. "

دوالت ادامه می دهد ، " ادعای کراکاور – که ( مارتین ) آدامز می گوید صحیح نمی باشد – مبنی بر این که شاهد گفتگوی بین بوکریف- فیشر بوده است ( به یاد داشته باشید که بوکریف پیش از تیمش به پایین آمد ) همان چیزی بود که در مصاحبه ای که در 21 آوریل 1997 با او داشتم به من گفت. کراکاور گفت :"

:" برای اثبات این ادعا پنج نفر در آنجا بودند. اسکات و اندی هریس مرده اند. آناتولی ، مارتین آدامز و من این مکالمه را شنیدیم . " با ادامه مصاحبه ، کراکاور از آن موضع عقب نشینی کرد و گفت :" چیزی که براستی می دانم حرف هایی است که مارتین به من گفت." و صحبت دوم ، صحبت که در آن بوکریف گفت که او و اسکات در مورد نیاز به فرود سریع با هم هم عقیده هستند؟ در 21 آوریل 1997 ، در مصاحبه با کراکاور ، از او پرسیدم که آیا واقعاً می داند که صحبت دومی بین بوکریف و فیشر انجام نشده است. در حالیکه با تردید فکر می کرد که صحبت دومی بین میان نبوده است گفت ": در این مورد می توانم اشتباه کرده باشم. من آنجا نبودم . من قبل از آناتولی ، قدمگاه ( هیلاری ) را ترک کردم. حال خود اسکات --- فکر می کردم مکالمه آنها تا آن زمان تمام شده بود. شاید اشتباه می کنم. من آنجا نبودم . اما اگر پس از آن زمان که من آنجا را ترک کردم ادامه پیدا کرده باشد ، تعجب می کردم ، به واسطه طبیعت --- خوب ، در هر صورت ، این را نمی دانم."

دوالت می افزاید :" اگر خودم را محدود به موضوعات آخرین پاسخ کراکاور به ( مجله ) Salon کنم ، یک موضوع بلافاصله به ذهن می آید: اتهام کراکاور مبنی بر این که آناتولی در روز صعود لباس مناسبی بر تن نداشت ، اتهامی که پس از بررسی عکس های گرفته شده در قله اورست در 10 می 1996 نادرستی آن ثابت شد."

 

آناپورنا 1997

در زمستان سال 1997 ، بوکریف به همراه سیمون مورو و یک کوه نورد مجرب ایتالیایی در حال تلاش برای صعود به جبهه جنوبی آناپورنای 1 ( 8078 متر ) بود. دیمیتری سوبولوف ، فیلمبردار قزاق برای مستند سازی این صعود ، همراه آنان بود.

در 25 دسامبر حدود ظهر ، بوکریف و مورو در حال نصب طناب در معبری در ارتفاع تقریبی 5700 متری بودند. ناگهان نقابی از یک یال که از مسیر کوه نوردی قابل رویت نبود فرو ریخت. بهمن ایجاد شده مورو را به پایین کوه پرت کرد و بر اثر آن درست بالای چادرشان در اردوگاه 1 ( 5200 متر ) فرود آمد. تصادفا ، مورو تقریبا نزدیک بالای واریزه های بهمن قرار گرفته بود و موفق شد پس از چند دقیقه خود را بیرون بکشد. چون مورو نتوانست بوکربف یا سوبولوف را ببیند یا صدای آنان را بشنود ، به اردوگاه اصلی آناپورنا پایین آمد. از آنجا وی را برای جراحی پارگی تاندون های دستش که بر اثر سقوط ایجاد شده بود با بالگرد به کاتماندو انتقال دادند.

خبر حادثه در 26 دسامبر به نیو مکزیکو رسید . لیندا وایلی ، دوست دختر بوکریف ، در 28 دسامبر با هواپیما به نپال رفت . چندین تلاش با بالگرد برای رسیدن به محل وقوع بهمن انجام شد اما هوای نامساعد اواخر دسامبر مانع رسیدن تیم های جستجو به اردوگاه 1 شد. اندکی امیدواری بود که بوکریف و سوبولوف توانسته باشند به اردوگاه 1 برسند. اما ، بالاخره در 3 ژانویه 1998 ، جستجو گران توانستند به اردوگاه 1 و چادری خالی برسند. پس از آن لیندا وایلی پیام ناراحت کننده ای را از کاتماندو ارسال کرد :

"این پایان کار است ... امیدی به زنده پیداکردن او نیست ."

در محل اردوگاه اصلی آناپورنا ، سنگ یادبودی به یاد بوکریف با نقل قولی از او نصب شده است :

 

" کوه ها ورزشگاه هایی نیستند که بلند پروازی ام را در آنجا ارضاء کنم ، بلکه مکان های مقدسی هستند که در آنجا اعمال مذهبی ام را به جا می آورم ...  من به این کوه ها می روم همانگونه که انسان ها برای عبادت میروند. از بالای قلل مرتفع آنها گذشته ام را می بینم ، رویای آینده را می بینم و با برائتی غیر معمول ، اجازه دارم حال حاضر را تجربه کنم ... در حالیکه چشمانم باز شده و توانم تجدید شده است. در کوه ها خلقت را جشن می گیرم . در هر سفر دوباره متولد می شوم."

با تشکر از وبلاگ کوهستان پادنا - انجمن پزشکی کوهستان ایران

( برداشت از موسسه علمی- پزشکی کوهستان ایرانیان )